زیر سبیل شاه عباس داستان
… مامان دست به کمر با رنگ و روى پریده از پله هاى ایوان پایین مى آید. سرفه هایش قطع نمى شود. قلیان … زیر چشم هایش کبود است. حنایى از سر و کول بابا بالا مى رود. پلک هاى مامان تکان نمى خورد. …
… مامان دست به کمر با رنگ و روى پریده از پله هاى ایوان پایین مى آید. سرفه هایش قطع نمى شود. قلیان … زیر چشم هایش کبود است. حنایى از سر و کول بابا بالا مى رود. پلک هاى مامان تکان نمى خورد. …
Undoubtedly, Macedonian Alexander is one of the history makers and effective miens in the history and civilization of human being. It is surprising that independent works on Alexander …
… پس شاید این درد کمر از سرماخوردگی است. … «آی اگر مرا گرفتید؟» لایه دستی بر کمر طول اتاق را می رفت و می آمد. درد. درد. … بچه همینطور کبود خواهد ماند؟ با این همه پیه که دور تن او را …
… بعد مرا برد در اطاق ،خودش همه درها را بست روی صندلی نشستم چراغ را روشن کرد و آمد روی صندلی مقابل من کنار میز نشست اطاق او ساده، آبی رنگ و تا کمرکش دیوار کبود بود کنار اطاق یک تار …
… ایلیا میخندد و با دستهای بیجانش که سوزنهای سِرم، جای جایش را کبود کرده، ماشین را تکان میدهد. میروم کنار پنجرهی اتاق. سیاهی شب را نگاه میکنم و آرزو میکنم، کاش همهی این ها یک خواب باشد. …
… ۱۰۰ چست به بندد كمر بندگي بندگي مايه صد زندگي زندگي مدت آن لا يزال در كنف عاطفت ذو الجلال … ۱۲۰ سرو وي آن سایه ور سربلند کآمده از دست تهي بهره مند آنست بنفشه که ز چرخ درشت جامه کبود …
… در روایات نقالی نیز چنین توصیفاتی آمده که از یکتایی و بینظیر بودن او حکایت دارد: «پهلوان چون نظر کرد طرفه نازنینی را دید که در زیر چرخ کبود مثل و قرینه نداشت»(هفت لشکر، 1377: 184)…
… شروع به سرفه که میکرد تند و پی در پی سرفه میکرد لبش کبود میشد. آب میخورد، تو هوای آزاد … جلوی دهانش بسته بود آینهی موتور را تنظیم کرد و روبهروی صورت بابا که کبود شده بود، نگه داشت. …