Müntahabat-ı Şehname-i Firdevsi-i Tusi
… جوز الش چنان ديد خيره بماند بير سيد اوراوتيره بماند» بد و گفت از که بر آشفته» درشتی شنیدی بدی گفته زمانی بپاسخ نیامد فرود همه کونه پهلوان شد کبود» در درج یاقوت بکشود و گفت که از …
… جوز الش چنان ديد خيره بماند بير سيد اوراوتيره بماند» بد و گفت از که بر آشفته» درشتی شنیدی بدی گفته زمانی بپاسخ نیامد فرود همه کونه پهلوان شد کبود» در درج یاقوت بکشود و گفت که از …
In Persian literature, tadhkira (‘note’,‘memorandum’) works are for the most part collections of biographies of poets, combined with selections from their writings. The earliest such work …
… پیرزن با کمر خمیده از اتاق خارج شد. زن فهمید, ولى چیزى نگفت, پیرزن که رفت برف پشت پنجره … سقف مثل یک سوراخ بزرگ بدنمایى مى کرد, مثل یک زخم کبود داغمه بسته. صداى عوعوى سگ ها …
Color is one of the most efficient tools of creating a literary art. Although this element lacks today's diversity in the history of literature, it has always had an important and determining role …
Vullers, vir clarissimus, cum praematura morte oppressus opus, quod susceperat, ad finem perducere nequiret, tantum profecit, ut plagulas 177 et 178 editionis nostrae jam typis …
… در قدیم در سرزمین ایران، «سبز جزو رنگهای تیره بود و گاهی مراد از آن کبود و سیاه بود» (شمیسا، 1377: 1/527). سبز در غزل عطار، 49 بار نمود یافته که 46 بار مستقیم و 3 بار غیر مستقیم، با …
… پسلة غریوها، خروشها، غیّه کشیدنها، بر گونههای کبود و تکیدة بلقیس هنوز خراش جای ناخنها بر جا بود. اینکه او آرام بود و آرامش یافته بود از این بود که تن خستهاش دیگر یارای تلاش و واکندن خود …
… به خود پیچید و باز یادش آمد که معصوم گله را جلوى خانه او جمع کرده بود و باز هیاهو و قیل و قال و فحش و بد و بیراه و این بار با رعنا، و تنش را سیاه و کبود کرده بود. اما رعنا دل به معصوم چوپان داده …
… الجمع كمر المجمع التسوق هم آمده است اقصا ناز زبان شدن و عید کردن نفتك الملح لجام چارواکشيد ناتر بردار دوران بار اوردن نوع انت انردبان برانید است شد افلاح برود یافتن دبیرستان باقی ماند …
… گاه نفسش به خسخس مىافتاد و چشمهایش تا به تا مىشد و صورتش کبود. «خدایار» دخترکش را در آغوشش مىگرفت و مىگریست. «ماهمنیر» بازوى نحیف دخترش را مىچسبید و دارو به او مىخوراند و …