انوار سهیلی
اطلاع اس مطبع میں ہر علم و فن ک کتب کا ذخیرہ سلسلہ وار فروخت کے لیے موجود ہر سبکی فهرست مطول ہر ایک شائق کو چھا پہ خانے سے مل سکتی ہو سکے معائینہ و ملاحظہ ہے۔ شائقان اصلی …
اطلاع اس مطبع میں ہر علم و فن ک کتب کا ذخیرہ سلسلہ وار فروخت کے لیے موجود ہر سبکی فهرست مطول ہر ایک شائق کو چھا پہ خانے سے مل سکتی ہو سکے معائینہ و ملاحظہ ہے۔ شائقان اصلی …
یض کاملش مخضر و گلشن-سعادتمندی که محکم ان اشکر لی ولوالد یک اطاعت اطاعت اطاعتِ پدر پدر بزرگوار بزرگوار رفيع المقدار و انقیاد امر والده ماجده ه بلقیس روزگار بر دشت همت فرضِ عین بل …
In the history of Persian literature, one finds quite a number of works by famous authors which later served as a model for similar works by other writers. By way of example one could …
… اتنی گفتن کم از غیبی که ارمان خود انها طفل از کسی که دارد که تا دشت در شیر کا حکایت … وزن وزن اعظمه عمره مشت و سیلی پشت و پهلونی کرد همسایگان چون داخل جده شدند زن مظلومانه آهی کرد که کرد …
… به انگلیسی پرسید باز با خیاط کل سر و شاخ شدی؟ آهی کشید و ادامه داد: برای شما مشکل تر است هر چند برای ما هم آسانتر نخواهد بود. از شعرم که اول شب برایت خواندم خوشت آمد؟ مگر … ساری زردرنگ که …
… منی آرا زیبا از آن که حل ورود استادان بینام ونشان کرد (شعر) زیبی در یمن کان جو هر پاک روش آن بوی عالی ان چوخوا به خلوتی با کاشف از نکرد و جز بابل در پس در ساز کی این وحشی عشمال دشت …
… و اولیا بسیار بوده: لیگ در عالم از میان ابتلائے کس ندید به چشم گردون چون نه گرید چونکه در دوران او په چون بلائے کربلا کرب بلالی کندی در سرای دیر تا شد رسم ما تم آشکار و پیچ دشت …
… از دستبرد زمانه برای الله قلی سه چیز مانده بود یک دختر چهارده ساله با گیسوان خرمایی که چشمان سیاه او در زیر مژه های انبوه و بلند می درخشید مثل چشمه ساری که از زیر خزه های خرم و شاداب متلؤلؤ …
… آن کیست که تقریر کند حال گوارا و حضرت شاهی کز غلغل بلبل چه خبر باد صبا را جزناله و آهی … ملکت دلم را داشت که دشت باران بازدران را به ارده کرد بارکد سخرگاه دلفریبا که نمود چشم بار چشم …
… نظم ایبرایدم دستگاه قلم دو زکون اولی را تا و بن عاجزه تک منطقی اولان پدرم دشت حسرنده قودی بزاری بویتی ها … نیلیم سنسنز اولان بعیش و صفایی ساقی کو شمه کیر مزا کر اولسه وه آهنگ رباب …