Anwār-i Suhailī
… در غنچه دل نازک گل با شد جمع چون رفت در انجمن بر کند میشود … و هر پادشاه آگاه که داره آگاه که مدار کا خود بر حکمت نهاده مواعظ حکم را دستورالعمل ساز دهم مملکت آبادان باش نی ساز در ملک آبادان باشد …
… در غنچه دل نازک گل با شد جمع چون رفت در انجمن بر کند میشود … و هر پادشاه آگاه که داره آگاه که مدار کا خود بر حکمت نهاده مواعظ حکم را دستورالعمل ساز دهم مملکت آبادان باش نی ساز در ملک آبادان باشد …
… مىنهد و از تسلیم مىگریزد که درک تسلیم را ضامن خدا است، و درک تأویل را ضامن رأى، هرچه از تأویل آید بر ماست، هرچه از تسلیم آید بر خداست، تسلیم راهی است آسان، به بهشت نزدیک، منازل آن آبادان…
… مراسم مدح و ثنا گفت که بندگان پر دردکا نعمت و هواخواه دولتم تازه آیندگان را اینقدر ریان ن کے حب ونق سرکار چرا خواهد بود خاص این مرد اهل قلم که از شاهیان آبادان حق نگاه نمک میکشند …
… فردای خود آباد کرد به دادگری شرط جهانداری است و دولت باقی کم آزاری است و بر پادشاه آگاه که مدا کا خبر حکمت نهاده مواعظ حکمارا دستورالعم سازد هم مکش آبادان باشد و به معنی خوشدل و شادمان نانچی …