سفرنامۀ خراسان
… خلوت ظهیرالدوله نای ناظر هم ملتان سلطان مین بازار خفر فنجان) (جلال الملک) ناظم خلوت صاجمع پیرامین سلطان خلا معلمان قهوه چی باشی (امین همایون) مرتضی خان آبدار میرزا محمد خان شیخدمت آقا سید …
… خلوت ظهیرالدوله نای ناظر هم ملتان سلطان مین بازار خفر فنجان) (جلال الملک) ناظم خلوت صاجمع پیرامین سلطان خلا معلمان قهوه چی باشی (امین همایون) مرتضی خان آبدار میرزا محمد خان شیخدمت آقا سید …
… حکیم ازرقی هروی یکی را می جرجانی قوط سعد کر کافی جعفری ہمدانی کا ہمدانی کالی بجارانی شهابی خراسانی ملک پیغوری سلجوقی سید عبد الواسع جبلی غرجستانی حکیم نوری پور ی دی سید یم …
سيد المرسلين ما عبدناك حق عبادتك فرمود مارا کی طاقت استیفای طاعت اوست پس ازین بر بیکران کشتی عقل نارسا ساحل کشیده متوقع امداد ناخد بیست که دائم با خداست و خداست عدیم المثالش …
اطلاع اس مطبع میں ہر علم و فن ک کتب کا ذخیرہ سلسلہ وار فروخت کے لیے موجود ہر سبکی فهرست مطول ہر ایک شائق کو چھا پہ خانے سے مل سکتی ہو سکے معائینہ و ملاحظہ ہے۔ شائقان اصلی …
… قصر الاماره مع تعلقات بحوالیهای که بنام آنها تعمیر یافته بود در آوردند . و از برای آنها وظیفه ها … كه قباد است که سبزه زار میکند و که میکند بیاد آبادی محوی ازین پنج روزه بر باد است دور شاهی و …
… دور از وازنت منابع امیرزاده عبدالله نفر دو دل مخالف قرار داده شکر می آورد توجه شد و نوای بارش سید … خت بحوالی از مدر سید شیخ علی جرجری برم رزم با لشکر عیش آمد یک حمله با نظر پناه مانند بشه …
… این شهر لنگر داشتند * چون از مد ته روی شهر و آبادي ندیده بودم اوضاع این شهر و لنگرگاه آنقدر … رود خانه از کوه های بلند سبز و خرم که یکسمت آن کشیده است می افتد در موضع افتادن آب آبشارهای موزون …
… رسیده برد و ملحق شد سواره ابو النجمعی اسد خان قراباغی که جزو غلامخانه هستند. با صاحب دیوان … صبح میرزا ملکم خان و نریمانخان و میرزا اسد الله خان قونسول تفليس وميرزا ميكائيل برادر منکم خان …
… سیاوش فراوان رکید و رمد و فتح سیم ایله کوز آغریسی در مدر و فار سید دلی مستعملد و میر نظمی بیت رمد عارض شده در چشم بینا * ز درد حسرتش بكريست تنها و رنده ) سکون نونله بوزن بندد …
… ﺷﯾد= در ﻋرﺑﻲ ﺑﮫ ﻣﻌﻧﻲ »ﺳﺎﺧﺗﻣﺎن« »ﺳﺎﺧﺗﻣﺎن ﺳﺎزي« ﺑﻧﺎ و ﻋﻣﺎرت ،رﻓو و ﺗﻌﻣﯾرات ﺳﺎﺧﺗﻣﺎﻧﻲ .در آﺧر رﯾﺷﮫ اش ﺑر ﻣﻲ ﮔردد ﺑﮫ ﻛﻠﻣﮫ ﻗدﯾم ﭘﮭﻠوي »ﺷﯾد« )ﻣﺛل ﺧور +ﺷﯾد( و ده ھﺎ ﭘﺳوﻧد ﻓﺎرﺳﻲ دﯾﮕرﻛﮫ ﺑﮫ ﻣﻌﻧﻲ »ﺷﻲ« »ﭼﻲ« ﯾﻌﻧﻲ ﭼﯾزي وﺟود /ﻣوﺟود /…