Dīwān-i ʻIzzet
… جنابلرینگ معروف لازمه روزمره عمر و شو کناری تیل نمد قجه سهام او عید امرام است قرین هدف استجابت اولیه جنی رسید و سر منزل حقیقتدر* زیرا وجود دوام مطلوب همایوناری باعث قوام قیام دین و دولت و …
… جنابلرینگ معروف لازمه روزمره عمر و شو کناری تیل نمد قجه سهام او عید امرام است قرین هدف استجابت اولیه جنی رسید و سر منزل حقیقتدر* زیرا وجود دوام مطلوب همایوناری باعث قوام قیام دین و دولت و …
… اکثر یا بو عبد احقری حضور لامع النور استصحا بلرينه تقريب و شیوه کمتر نو از التفاتلريله تطبیب بیورد قطری سرمایه افتخارم و لازمه اعتبارم او لغله منه بواناده دیدنه دیرینه دولت …
… برسبب وار ایسه او دخی انجق دولت اسلامية عثمانيه نك ادوار سائره یه … بن دخي بوكا جواباً ديمش ایدم که : بالعكس انکار ایدرم . انجيل شريف … بابل و آثور ومصر وفرس قديم تاريخلرى كبي مأخذى غائب …
… درخشان اولدی نجم محبت مسعود کنوز دولت عطا یه دو شد و م زیان زماند پاکستان که با یه قدم … در معان الده دو تو ب نظم در فشار کتی ہے۔ … و بدی هر خیالم ہوا ده زرین بابل …
… این وصیت بجا سی آرم مرگ دریابد - واز دولت ایداسی وی محروم ما نم مرا بر زمین نزنید روی … مالک الجبال پرسید و گفت ای پدر رفت و رعایت و شهر از بر حکم فرمائے تاکو های بابل را بر نمرودیان …
… رول اوسکا محمد دم کردن اینی محمد نباؤنگا اور امین بی که ای بابل مبارک بندہ ہی وہ جو تیری سلوک کا جو … کا بادشاہ تها پگر لیگیا تب و نهون نی پکار کر کہا کہ ای بابل کی توڑنیوالی اور بیت …
… اولیس کده آلوز بهشته کيدر لا اله الا الله اولورسه رهبر اگر ابتدبرر چو باد صبا ره خطر ده كذر لا اله الا الله كوكل مكدر الا حوالسك اودمده سكا مدد رس اوله مكر لا اله الا الله پناه اولو ر سه اگر آدمه زهی دولت …
… بیت بابل و برو … بن نط بن يونان … د و در سبزه زار و سرمه کشیدن در وقت خواب از حضرت امام رضاء منقول ستكه هر که ایمان بخدا اور و بابل که سر می کشد فرمود که شهر کشید در وقت خواب امان میل اراب …
… که مرد پروس رو پروس الونده بود بس مات می آوری را با ربوع ساخته بوده است و چنان به امر در بابل یوسف عاد شاه خود نزد سلطان محمدت و مینی اکثر اوقات رفته معاملات بعرض می رسانند و چون درآن …
… (١٦٧) خرسی پیدا شد از کناره کوهی وز دعرش دلبر مرا ذعر آمد (١٦٨) از دل و از جان بسوی خرس چمان شد کاینم محبوب و قِرْنِ منتقر آمد (١٦٩) وه وه زين جنبش و خرامش و خوبی در خورد حلق کتی نبر آمد …