Safar-nāmeh...
… آن شهر رفت و از خویش گفتم گفت اند و میخوره این شهر مرغ برین ست مرا از اختران و اند بلند بلکه بهشت است پر از بیگره های دلربا - گفتم که مرا نفس ضعیف و نژند شده است. …
… آن شهر رفت و از خویش گفتم گفت اند و میخوره این شهر مرغ برین ست مرا از اختران و اند بلند بلکه بهشت است پر از بیگره های دلربا - گفتم که مرا نفس ضعیف و نژند شده است. …
معروف بزرگتر از هر سومجد الدین مبارک است کتاب نها یه از متصنیفات اوست پس از وی، بوا حسین ایده ها است کامل التواریخ از مولفات اوست پس ابو الفتح ضیاء الدین نصر اقعد است که مثل …
… از شهر آمده اند … مسکو در اطاق مانشست پرده بالا رفت عالم غریبی پیدا شد زنهای رقاص زیاد برقص افتادند این رقص و بازی را باله میگویند یعنی بازی و رقص بی تکلم در این بین هم میرقصند هم …
… منشور عدل احسان نشار ظلم و عدم کو را مطلع فرمان بازی ترک و دیلیم چون خاتم ان بین اسیای مین از … حدیقه دلت که منبت را من امن گلهای نگین و طبق طبق میوه ای شیرین است بایوس و محروم دا رادو نظم …
… قاجار کنته لو و غیره دو ساعت بغروب مانده سوارشده را ندیم برای ابر سیج در می راه محمد خان شاهرود و بسطام (بهارات لطنه) و با تقلیخان قاجار داماد حاجی ظهیرالدوله مرحوم بحضور رسید توی …