ایران از نگاه یک دختر گرجی آلمانی
Introducción: Esta ponencia retoma algunas reflexiones en el marco del proyecto de investigación denominado Trabajo Social: indagaciones sobre las perspectivas teóricas presentes …
Introducción: Esta ponencia retoma algunas reflexiones en el marco del proyecto de investigación denominado Trabajo Social: indagaciones sobre las perspectivas teóricas presentes …
… سرکشید از چشمهایش فقط خطی مانده بود غمزده گفت: ای ایرلند این سرزمین نواده های آریایی من شعری برای یک درخت که در خاک تو باید بروید گفته ام نام این درخت درخت استقلال است. این درخت را …
… پاورچین پاورچین رفت دم ،حوض زیر درخت نارون ایستاد در این ساعت مثل این بود که درخت ،زمین ،آسمان ستاره ها و مهتاب همه با او به زبان مخصوصی حرف میزدند. یک حالت غم انگیز و گوارایی بود که …
… اغلب به او میگفتم ازدواج مثل پیوندی است که به درخت میزنند، ممکن است نگیرد. همیشه به او میگفتم با کمال حزم در این میدان معامله وارد شود. زیرا که انسان درنتیجهی یک ثانیه خبط تمام عمر خود را …
Abu ʼl-Muẓaffar Awrangzīb (r. 1068–1118/1658–1707), the last of the great Mughal emperors, reigned over all but the entire Indian subcontinent. His sons, in charge of individual …
… ۱۵ و سالها چنین بود و قرنها چنین بود تا درخت معرفت در اقصای شرق یافته شد. ۱۶ پسر انسان بود و درخت معرفت را یافته بود و هنوز نگران بود تا دانه را بیابد. ۱۷ تخم معرفت بود و پسر انسان آن را …
… و نمی دانست آیا جان سالم به در خواهد برد؟ خیال می کرد در کلیسا با کشیشی سفیدمو روبرو میشود و به او می گوید که من فقیر نیستم، اما حالا پول همراهم نیست نمیخواهم سیاه سوار قطار …