تشیع و گرایشهای شیعی در بین عارفان شیرازِ سدههای هفتم تا نهم
… از آمل طبرستان بود. برای تحصیل به شهرهای مختلف رفت و استادان پرشمار دید. سپس در عهد … شهادتنامۀ وی شرح حوادث کربلا و مقتل شهیدان آن است و «میتوان تا یافتشدن اسناد کهنتر، بهعنوان …
… از آمل طبرستان بود. برای تحصیل به شهرهای مختلف رفت و استادان پرشمار دید. سپس در عهد … شهادتنامۀ وی شرح حوادث کربلا و مقتل شهیدان آن است و «میتوان تا یافتشدن اسناد کهنتر، بهعنوان …
… هست و شیدا اهل خد به وشوق را گویند خمار و باده فروش پیران مرشد را گویند … گر چنین جلوه کند دن بچه باده فروش خاک روب در سیجا به کنم مژگانرا نیاری اش ۴ … بیا که قصر امل سخت سست بنا دست …
… کرم دربان بقا حارس امل بند مظفر یا ور زمان عدل و سا به كده رعا یاده كو كالمرده جهان راحت … شر بت شهدا به آغزند و لعاب آفتاب * ار الرمان … از فروش تا بعرش زمانه بدست او هر ذره را بنور دلش تابدار کرد …
Mīrzā Asadallāh Khān, better known by his pen-name of Ghālib Dihlawī, is the last one of the great poets of the Mughal era. Born in Agra in 1212/1797, he traced his origins back to …
… بند آوازه گرداند و بندی از رشید حال ابتر شهدا و ارباب مصیبت دشت که برای جور و ستم را بنما مع … یا امل عصمت و نجابت که خدا نماید و دختر که بصباحت وجه و صحت اعضا و شرم موصوف باشد بان …
… خارجی است و شهیدان چون نقش نقاش انسان و فرس را نه نفس حقیقه و ما هتران پسر دارد نما بد بودن شی واحد جوهر و عرض با جوهر و كيف وكالى وجزئي و علم و معلوم ولى قول بشبح بظاهر خلانا دله اثبات …
مهر فیضندن يتربر ذره ایکی عالمه ا که طالب ذره کبی کرچه بی پایان وحد بی نصیب داغ دردی لاله سر بر شوره خاله بی صفای عشق پاکی روحسن کو یا جسد آتش عشقی دل صد حاكم اينسون شعله زار …
In Persian literature, tadhkira (‘note’,‘memorandum’) works are for the most part collections of biographies of poets, combined with selections from their writings. The earliest such work …
Karslı Süleyman Şâdî’nin Farsça Divanı/Adnî Mahmud Paşa’nın Farsça Divanı/Nasûh Nevâlî’nin Farsça Divanı/Acemzâde Yârî’nin Farsça Divanı/Hacı Süleyman Müstakîm’in Farsça …
… قه با نظم مله غم چکه کلاموند مخاطر او لو لاسته قبول عرفا و عقلا الا يا حبذا القمری شهدای … امل وکلا و کیه که دور زمانه ده هو ما عشق مشقی او نه از بر او تمام شدن صغرون کند قافی … ده بیر قال علم شیرینی …