حاجی آقا
… و تنها ممر معاش آنها بود بالاکشیده است اما رفتار مهربان و لحن مطمئن حاجی به قدری در او اثر کرد که به بیریایی و سادگی حاجی ایمان ،آورد بی آنکه از منافع کارخانه و معاملات قالی و … حاجی به نظرشان …
… و تنها ممر معاش آنها بود بالاکشیده است اما رفتار مهربان و لحن مطمئن حاجی به قدری در او اثر کرد که به بیریایی و سادگی حاجی ایمان ،آورد بی آنکه از منافع کارخانه و معاملات قالی و … حاجی به نظرشان …
… غلامعلی برای آخرین بار از پشت شیشه، حاصل زحمت خودش و مرجان را نگریست. آهی کشید و در حالی که مسیر بازار را برمیگشت با خود گفت: «باید برای مریم شیرینی بخرم. میترسم تا از اصفهان …
… دواء «اسجون» حاضر نمودند، اگر واقعاً یک دکتر حسابی وارد میشد، یقیناً اظهار مینمود که این شیشه و سوزن جای میکرب است و در یک جای کثیف «اسجون» را زدند، که بنده از تقریر آن خجالت میکشم، …
… گوشبالای درگاه ء پشت شیشه« يكتارپت و پهن تنیده بود که هممسه گوش درگاهرا گرفته بود ۰ وهشتتاگول سیاهو کوچک به این ورو آنورش آوبزان بود. حبوانکی مگسها ۰ تاشوهر خواهرمقند بردارد …
Introducción: Esta ponencia retoma algunas reflexiones en el marco del proyecto de investigación denominado Trabajo Social: indagaciones sobre las perspectivas teóricas presentes …
اند و كرياسي ديد که صد هزار چاکر و سپاهي و تجملهاي پادشاهانه و چهرهاي وجيه با كمرهاي مرصع و حاجبان و نديمان بر پاي ايستاده و شيخ پادشاهوار بر آن تخت نشسته چون چشم اتابك بر آن عظمت و …
Englische Version: The Persian poet Nizami Ganjavi (circa 1140-circa 1202) spent all his life in the city of Ganca in what is today Azerbaijan. After his death, his main works were …
… شیشه وی و گرگ و تام بکه سیراب است شمشیر تو ز غم آب دیده و حیات زبان دریغ داشتن و سرآب بستن - مترادف اند که کنایه بلورین و پیاله مشراب خواجه عمید و کی سے آتش تر باب …
… کطری بسیار خوب دارد که شش در به بزرگی درهای کالسکه بزرگ از شیشه دارد و از هر طرفی باز بوده، اتاق فرش کرده، دور تا دور نیمکت گذارده، دستک انداخته بسیار قشنگ. اینجا که نشستم ملاحظه …
… زن و مرد، پیر و جوان همه با خوشحالی به هم دیگر حاجی حاجی میگوییم. بی مناسبت یا با مناسبت. آخر میخواهیم حاجی بودنمان را اثبات کنیم. ساعت 5/ 6 پس از شنیدن توصیههای ایمنی، زن و مرد راه …