Kāshī astut
… زند پر در هوای گلستان بود لب تشنه آب و این بهار سبز و سرخ این همین نزار حنا بندی کند در پای … بتی دیدم یزد برنگ سبز د نجود بود بر مرد سالت را ه ب او در آید که در استان دربار صبا رای نکرد و …
… زند پر در هوای گلستان بود لب تشنه آب و این بهار سبز و سرخ این همین نزار حنا بندی کند در پای … بتی دیدم یزد برنگ سبز د نجود بود بر مرد سالت را ه ب او در آید که در استان دربار صبا رای نکرد و …
… شکل هلال بود و از چوب معطر سیاهی تراشیده بودند شانه میکرد و هر وقت به حمام میرفت در صحن حمام روی زمین به پشت میخوابید و به اصطلاح «طاق باز» دراز میکشد و دلاک در طاس کوچکی سینی حنا و …
… یاب بس شد ودر هر حال این مولف یزدان پرست یزدان شناس بعد د نام یزدان هشتاد و دو سال عمر شریف تمام م نموده در سال هفتاد و سه در ۱۲ روز ماه ایز و در تر هاشمی و بهمن ماه قدیم ته جلالی ناره ریزد یزد …
… دخی لفظ حاشا به ویر مشرحوا بوا بيا تنی ایلدم انتخاب ) صورت نامه طلعتکه ابیاتش اجوبه مداد سر خست | سلامی که بیرون رخد و حنا بسوى افندى عالیجناب نطلعت بعرت بود این پیام که ای صاحب …
… سفید سیاه یا ابا رو با برده بودن چه انتاج است کوئی راهین بی ست که تباهی از نشیند بوزارت نرود با روز او چه ه تبت نام که در کو خبرنا خوش شاه آغاز جواب مکتوب بشار یاد آور محبوب یزد …
… عشقله طائر ملائک روح اعظم جبرئیل عشقله ارسال اولندی پر رسل هر انبیا عشقه قائم در رسبع سموات خوش فرش … محققد رحنا ای نا حنا کورالدین محسوب بو سوزون بر خبر السن اولو لانا محمد محبوب …
… الرجال وقال حمد ويد بن نصير الكيشى حدثنا محمد بن الحسين بن ابي الخطاب عن محمد بن سنان عن حذيفة بن منصور عن أبي عبد الله عليه السلام فالاعرفوا منازل الرجال منا على قدرروا بانهم حنا وفي …
… همت انسان غمش چون منجوش است بقدر ظرف کیفیت فروش است ز انسان هر یکی کیز اہل ہستی است … آمیخت: طراوت برد و گارین صد چمن ریخت نمایش از دو میوند کرم بازار نگه طاقت فروش الغت خریدار: …
اما بعد اشبو لسان ثلثه بی جامع نظم و انشاسته موفق بالخير اولدينم. نظم الجواهر اسمله مسمى اولان منظومه منجومه تك تعليم وتعلمنه راغب و طالب اولان ارباب فضل و عرفاندن نیاز ورجا و اصحاب اذعان …
… خون قبیل بے سر و پارا بپای خویش مالید آن نگار و حنا را بهانه ساخت … رفیق سبزی فروش … ار غم شرانگیزد که خون استان یزد من ساقی به سامی بنیادش باندارم …