همهاخبارمکان‌یابراهنمای خریدتصاویرویدیومقالات علمی
درباره برتیناتماس با ماهوش مصنوعی رایگانایمیل رایگانمترجم رایگانDNS رایگانهواشناسیکاوش برتیناپشتیبانیتبلیغ در برتینا
درباره سرچحریم خصوصیشرایط

برتینا (فناوری پیشرفته پارسیان) شرکت دانش‌بنیان حوزه هوش مصنوعی

مکان یاب
ثبت کسب‌وکارشما
رادار اخبار
✨

پاسخ هوش مصنوعی

در حال تفکر...
books.google.com/books

سایه روشن‎

صادق هدایت - 2020‎ - books.google.com
2020

… مردم ،کوچک ساکت و آرام در جاده های مخصوص به خودشان مانند مورچه بدون اراده در هم وول میزدند یا در باغهای روی آسمان خراش مشغول گردش بودند، مغازه ها با شیشههای بزرگ روشن جلو آنها بلند گویا Haut- …‎

books.google.com/books

قفس طوطی جهان خانم‎

نسیم خاکسار - 2011‎ - books.google.com
2011

… پیش از آن حس و حواسش متوجه کوچه بن بست و درازی بود که خانه برادرش انتهای آن بود ساعتی بود که در پیاده رو باریک جلو مغازه های بسته و در سایه سایبانهایشان با نگاه به آن کوچه بالا و پائین …‎

books.google.com/books

زن زیادی‎

جلال آل احمد - 2023‎ - books.google.com
2023

… آب میآمد و مثل ماست سفید شده بود و برای مادرش نبات آب سرد درست کردند و شانه هایش را مالیدند و فاطمه که از در حوض آمده بود پیراهن به تنش چسبیده بود و موهایش صاف شده بود و تمام خطوط بدنش …‎

books.google.com/books

Awakening: A History of the Babí and Bahá'í Faiths in Nayriz (Persian/Farsi Edition)

H Ahdieh, H Chapman - 2014 - books.google.com
2014

… مردم مایحتاج روزانه خود را از این مغازه ها تأمین میکردند. قسمت شمالی و جنوبی شهر نی ریز را یک مجرای آب یا کانال که بیشتر اوقات خشک و بی آب بود از یکدیگر جدا می ساخت. هنگام بارندگی – که …‎

o3ubfbo-amphtml.tschipke.be/publications/

داستان سکسی زهره‎

M Keep - o3ubfbo-amphtml.tschipke.be

از همه بدتر دوستای زهره بودن که اگر کامل لخت میومدن اینقدر تحریک‌کننده نبودن. تقریبا جز نوک سینه‌هاشون بقیش بیرون بود و تکونایی که می‌دادن دهن هر مردی رو آب می‌نداخت. گی دوست دختر …‎

books.google.com/books

Samashscharii lexicon arabicum persicum ex codicibus manuscriptis Lipsiensibus, Oxonicensibus, Vindibonensi et Berolinensi edidit atque indiusm arabicum …

M Ibn-ʿUmar az-Zamaḫšarī - 1850 - books.google.com
1850

… م صحرای فراخ عراء مع صحرای ویران ، ترواح و مغازه بیابان بابان ، بادیه مغازات و مفاوِرُ موما هم برية م ، محمل براري ، فلاة م ه بيابان بی آب فَلَوَاتُ ، فَلَاح أَمْسَحُ م قَدْ قَدْم ؛ فَدَافِلم سَبْسَب سَبَاسِبُ عَيْهَبُ ما …‎

books.google.com/books

Muntakhab-i risālāt-i Ṣafāʾ al-Ḥaqq

Ṣ al-Ḥaqq - 2019 - books.google.com
2019

Ṣafāʾ al-Ḥaqq (1879-1962) is the artist’s name of an Iranian Kurd whose family had moved from Kurdistan to Hamadan when he was still a child. His father was a respected …

payamezan.eshragh.ir/article_53083.html

هفت تصویر از چهار عاشق‎

انیسی - پیام زن, 2006‎ - payamezan.eshragh.ir
2006

… چشمانش روى پتوى دیگر ثابت مانده بود که از کناره آن دست‏هاى باریک و کشیده زنى پیدا بود که معلوم بود با فشار انگشتر حلقه‏اش را بیرون کشیده‏اند ... معصومه‏خانم گفت: تا امروز که شما …‎

farhangziarat.hzrc.ac.ir/article_100695.html

شهادتگاه علی اکبر و علی اصغر (علیهم السلام)‎

حسن رهبری - فصلنامه فرهنگ زیارت, 2010‎ - farhangziarat.hzrc.ac.ir
2010

… کاروان‏هاى زائران، به آن محل هدایت شده و با اجتماع در برابر آن مغازه، به عزادارى و سینه‏زنى مى‏پردازند و در و دیوار آن مغازه را مى‏بوسند؛ گهواره را زیارت مى‏کنند؛ هدایا و نذورات خود را در آن گهواره مى‏ریزند؛ …‎

miqat.hajj.ir/article_37656.html

این ارض مقدس است فَاخْلَع نَعْلَیک‌‎

عباس مهیار - میقات حج, 2002‎ - miqat.hajj.ir
2002

… صاحب مغازه حالتی شبیه سکته کرده‌ها پیدا می‌کند و به سر مشتری‌ها داد می‌زنند: مغازه را ترک کنید. از رفتارشان چنین پیداست که می‌خواهند به پلیس وانمود کنند که ما مغازه را می‌بندیم اما مشتری‌ها …‎

۱۲۳۴۵۶۷۸...۹۱۰
بعدی