محبوبه شب داستان
… بعد نگاه ترحمآمیزى به من انداخت و رو به مغازه دار گفت: ((ایشونم براى خرید اومدن؟)) صاحب مغازه که انگار تازه متوجه من شده بود از آن آقا معذرت خواست و از من پرسید: ((پس هیچ کدوم از این رنگا رو …
… بعد نگاه ترحمآمیزى به من انداخت و رو به مغازه دار گفت: ((ایشونم براى خرید اومدن؟)) صاحب مغازه که انگار تازه متوجه من شده بود از آن آقا معذرت خواست و از من پرسید: ((پس هیچ کدوم از این رنگا رو …
… هنگام نماز که بنا بر سنت عمومی، همه جا بسته میشود ایرانیها آخرین کسانی هستند که از مغازهها خارج میشوند و گاه مغازه دار چراغ را خاموش و عازم مسجد است که باز گروهی از ایرانیها سر میرسند و بداخل …
… در کتاب اول مخاطب بـا خانه اشـرافـى و خانواده متمول محبـوبه و خـواستگاران او آشنا مى شود و به رفت و آمدهاى پى در پى اش به مغازه رحیـم, و کتاب دوم با خانه فقیرانه و شـروع کـار رحیـم در …
… «حاجی فیروز» درست ده روز قبل از آمدن عید نوروز با صورتی سیاه شده و لباسی قرمز در بین مردم … پس از فرار از دومین مغازه به عطاری سوم مراجعه کرده و از آنجا کندر و اسپند را خریداری کرده و آن را …
… لایه از درد فریاد می کشید و سوری با هر زور، دست او را که در دست داشت، فشار می داد و صورتش از زجر دیگری سرخ می شد. خورشید هم قاطی کرده بود: (بر پدرش لعنت! نمی دونم چه خیری از اون تو دیده …
… منّت او میدانست از پشت شیشه دقت کرد، در مغازه دو نفر زن باهم حرف میزدند و یکی از آنها او را با دستش نشان داد. تمام صورت مهرداد مثل شله سرخ شد بالای مغازه را نگاه کرد دید نوشته: «مغازه سیگران …
The lamenting ritual of Ashoora in Ardabil should not be thought as a simple religious phenomenon; instead, it represents a highly lived and active sociocultural occurrence. The aim of …
… همه چیز، بوقلمون سرخ کرده روی میز بود و شیرین پلو و خاویار چیزهایی بود که اصلاً کسی نگاهشان هم نمیکرد میز شام را به صورت «تی» چیده بودند که درازای آن بیست و یک متر بود و عروس و داماد …
… آدمی باشنیدن شعار «الموت لامریکا، والموت لاسرائیل» هیجان زده میشد، مغازه دارهای اطراف وغیر ایرانیهای عرب و غیر عرب با تعجب نگاه میکردند. شعارهای اللَّه اکبر، لا اله الّا اللَّه، محمّد حبیب اللَّه، …
Ṣafāʾ al-Ḥaqq (1879-1962) is the artist’s name of an Iranian Kurd whose family had moved from Kurdistan to Hamadan when he was still a child. His father was a respected …