بزم و رزم - معنی در دیکشنری آبادیس
بَزْم و رَزْم کتابی به فارسی در تاریخ زندگی و حکمرانی برهان الدین احمد سیواسی، فرمانروای سیواس و قیصریه، از عزیز بن اردشیر استرآبادی.
بَزْم و رَزْم کتابی به فارسی در تاریخ زندگی و حکمرانی برهان الدین احمد سیواسی، فرمانروای سیواس و قیصریه، از عزیز بن اردشیر استرآبادی.
بزمی بزم - bazmi bazm. 2,990. best-kurdish.ir 2 دنبال کننده. 2,990 بازدید. 0. دانلود ویدیو. با کیفیت 240p · با کیفیت 144p · با کیفیت 360p.
معنی "بزم" به فارسی. بزم. bzm. معانی: + افزودن معنی. معادلهای فارسی (با ویرگول یا ، جدا کنید). تعریف (اختیاری). افزودن معنی انصراف.
بزم. فرهنگ مترادف و متضاد. ۱. انتعاش، جشن، سور، ضیافت، عیش، مجلس، مجلس عیشونوش، محفل، انس، میهمانی ≠ رزم ۲. ماتم · بزم. دیکشنری فارسی به انگلیسی. banquet ...
مترادف 1-انتعاش، جشن، سور، ضيافت، عيش، مجلس، مجلس عيشونوش، محفل، انس، ميهماني 2- ; متضاد رزم 1- ماتم ; انگلیسی banquet, party, shindig, festivity, shindy, to go
بزم . [ ب َ ] (اِ) مجلس شراب و جشن و مهمانی . (برهان ). مجلس شراب و عیش و عشرت و مهمانی . (مجمعالفرس ) (از انجمن آرای ناصری ). مجلس عیش و نشاط بخصوص ، و بدین ...
بزم bazm, sf Assembly, company, party, entertainment, feast, banquet. ; see more PHYSICAL DICTIONARIES rd-dict Explore more Best poetry resource in urdu
بزم · Arabic · Ottoman Turkish · Persian ...
(بَ) [ په. ] (اِ.) جشن و طرب و مهمانی. → عبارت قبل · عبارت بعد ←. © 2026 لغتنامه فارسی آموزی. پیمایش به بالا. فارسی · English (انگلیسی)
معنی: بزم . [ ب َ ] (اِ) مجلس شراب و جشن و مهمانی . (برهان ). مجلس شراب و عیش و عشرت و مهمانی . (مجمعالفرس ) (از انجمن آرای ناصری ). مجلس عیش و نشاط بخصوص ...