همهاخبارمکان‌یابراهنمای خریدتصاویرویدیومقالات علمی
درباره برتیناتماس با ماهوش مصنوعی رایگانایمیل رایگانمترجم رایگانDNS رایگانهواشناسیکاوش برتیناپشتیبانیتبلیغ در برتینا
درباره سرچحریم خصوصیشرایط

برتینا (فناوری پیشرفته پارسیان) شرکت دانش‌بنیان حوزه هوش مصنوعی

مکان یاب
ثبت کسب‌وکار
Jadvalinohttps://jadvalino.ir/view-entry.php

معنی «جد» در فرهنگ عمید

جد: (اسم) [عربی: جدّ، جمع: اجداد] [jad[d]] ۱. پدرِ پدر؛ نیا؛ پدربزرگ.۲. پدرِ مادر؛ پدربزرگ.۳. پدربزرگ پدرومادر.۴. [مجاز] پیامبر اسلام: به جدت قسم.۵. [قدیمی] بخت ...

Vajehyabhttps://vajehyab.com/dehkhoda/جد-7

معنی جد | لغت‌نامه دهخدا

جد. [ ج ِدد ] (ع مص ) کوشیدن در کاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کوشش در کار را میگویند. (شرح قاموس ). کوشیدن . (مصادر زوزنی ). فعالیت کردن .

Jadvalyabhttps://www.jadvalyab.ir/fa2fa/جد

جد | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی

پدرِ پدر، نیا، پدربزرگ، پدرِ مادر، پدربزرگ، پدربزرگ پدرومادر، [مجاز] پیامبر اسلام: به جدت قسم، [قدیمی] بخت، [قدیمی] بهره، نصیب،. کوشش کردن، کوشیدن، کوشش،

Lamtakamhttps://lamtakam.com/dictionaries/dehkhoda/231292/جد

معنی جد - لغت‌نامه دهخدا

"جد" می‌تواند به معنای پدر بزرگ یا مادر بزرگ به کار رود. · همچنین "جد" به معنای "جدول" یا "شبکه" نیز می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

Facebookhttps://www.facebook.com/ArabThoughtFoundation/videos/لكلمة-الجدّ-في-ال...

لكلمة "الجدّ" في العربيّة معانٍ متعدّدة، تختلف باختلاف حركة أحرفها. ...

۳ ماه پیش

لكلمة جد معان اخر لم تذرها الجد بضم الجيم البئرالخربة والجد بفتح الجيم الحظ والجد بالضم هو الجلالة والعظمة وهو قول الجن : جد ربنا ما اتخد صاحبة ...

Wikifeqhhttps://fa.wikifeqh.ir/جدید

جَدّ (مفردات‌قرآن)

جَدّ (به فتح جیم و تشدید دال) از واژگان قرآن کریم به معنای قطع، قطع زمین هموار و عظمت است. جد به صورت سه صیغه‌ جد، جدد و جدید در قرآن آمده است که به معنای؛ ...

Abadishttps://abadis.ir/fatofa/جد-یا-جده/

جد یا جده - معنی در دیکشنری آبادیس

جد یا جده. فارسی به عربی. جد. پیشنهاد کاربران. پیشنهادی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید. + عکس و لینک. معنی جد یا جده، مفهوم جد یا جده، تعریف جد یا جده، معرفی ...

Parsihttps://www.parsi.wiki/fa/wiki/200989/جد

معنی جد | لغت نامه دهخدا

جد. [ ج َدد ] (ع اِ) پدر پدر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). نیاک . پدربزرگ . (یادداشت مؤلف ). نیا. (ناظم الاطباء).

Lamtakamhttps://lamtakam.com/dictionaries/motaradef_motazad/5536/جد

معنی جد - واژگان مترادف و متضاد

"جد" می‌تواند به معنای پدر بزرگ یا مادر بزرگ به کار رود. همچنین "جد" به معنای "جدول" یا "شبکه" نیز می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. نوشتار ...

۱۲۳۴۵۶۷...۸۹