معنی «جد» در فرهنگ عمید
جد: (اسم) [عربی: جدّ، جمع: اجداد] [jad[d]] ۱. پدرِ پدر؛ نیا؛ پدربزرگ.۲. پدرِ مادر؛ پدربزرگ.۳. پدربزرگ پدرومادر.۴. [مجاز] پیامبر اسلام: به جدت قسم.۵. [قدیمی] بخت ...
جد: (اسم) [عربی: جدّ، جمع: اجداد] [jad[d]] ۱. پدرِ پدر؛ نیا؛ پدربزرگ.۲. پدرِ مادر؛ پدربزرگ.۳. پدربزرگ پدرومادر.۴. [مجاز] پیامبر اسلام: به جدت قسم.۵. [قدیمی] بخت ...
جد. [ ج ِدد ] (ع مص ) کوشیدن در کاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کوشش در کار را میگویند. (شرح قاموس ). کوشیدن . (مصادر زوزنی ). فعالیت کردن .
پدرِ پدر، نیا، پدربزرگ، پدرِ مادر، پدربزرگ، پدربزرگ پدرومادر، [مجاز] پیامبر اسلام: به جدت قسم، [قدیمی] بخت، [قدیمی] بهره، نصیب،. کوشش کردن، کوشیدن، کوشش،
"جد" میتواند به معنای پدر بزرگ یا مادر بزرگ به کار رود. · همچنین "جد" به معنای "جدول" یا "شبکه" نیز میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
لكلمة جد معان اخر لم تذرها الجد بضم الجيم البئرالخربة والجد بفتح الجيم الحظ والجد بالضم هو الجلالة والعظمة وهو قول الجن : جد ربنا ما اتخد صاحبة ...
جَدّ (به فتح جیم و تشدید دال) از واژگان قرآن کریم به معنای قطع، قطع زمین هموار و عظمت است. جد به صورت سه صیغه جد، جدد و جدید در قرآن آمده است که به معنای؛ ...
جد یا جده. فارسی به عربی. جد. پیشنهاد کاربران. پیشنهادی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید. + عکس و لینک. معنی جد یا جده، مفهوم جد یا جده، تعریف جد یا جده، معرفی ...
جد. [ ج َدد ] (ع اِ) پدر پدر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). نیاک . پدربزرگ . (یادداشت مؤلف ). نیا. (ناظم الاطباء).
"جد" میتواند به معنای پدر بزرگ یا مادر بزرگ به کار رود. همچنین "جد" به معنای "جدول" یا "شبکه" نیز میتواند مورد استفاده قرار گیرد. نوشتار ...