جد - معنی در دیکشنری آبادیس
فرهنگ عمید. ۱. پدرِ پدر، نیا، پدربزرگ. ۲. پدرِ مادر، پدربزرگ. ۳. پدربزرگ پدرومادر. ۴. [مجاز] پیامبر اسلام: به جدت قسم. ۵. [قدیمی] بخت. ۶. [قدیمی] بهره، نصیب. ۱.
فرهنگ عمید. ۱. پدرِ پدر، نیا، پدربزرگ. ۲. پدرِ مادر، پدربزرگ. ۳. پدربزرگ پدرومادر. ۴. [مجاز] پیامبر اسلام: به جدت قسم. ۵. [قدیمی] بخت. ۶. [قدیمی] بهره، نصیب. ۱.
جد. [ ج َدد ] (ع اِ) پدر پدر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). نیاک . پدربزرگ . (یادداشت مؤلف ). نیا. (ناظم الاطباء).
پدربزرگ پدری و مادری و پدرانشان را جد مي گويند و از آن در بابهاى زکات، حج، تجارت، وکالت، هبه، وصیت، نکاح، طلاق، ارث، حدود و قصاص سخن رفته و احکامى مشترک بين ...
درس 5: اَلرَّجاءُ عربی نهم متوسطه اول درسنامه آموزشی این مبحث. "جَدَّ" به چه معنا است؟ 1 ). کوشیدن. 2 ). کوشید. 3 ). کوشش. 4 ). کوشیدند. گزارش اشکال.
«جدّ» در لغت معانی زیادی دارد از جمله: «عظمت»، «شدت»، «جدیت»، «بهره و نصیب»، «نو شدن» و مانند آن؛ ولی ریشه اصلی آن، به طوری که «راغب» در «مفردات» آورده به ...
معنی. ۱. پدرِ پدر؛ نیا؛ پدربزرگ. ۲. پدرِ مادر؛ پدربزرگ. ۳. پدربزرگ پدرومادر. ۴. [مجاز] پیامبر اسلام: به جدت قسم. ۵. [قدیمی] بخت. ۶. [قدیمی] بهره؛ نصیب. · برابر ...
جَدَّ. فعل ناگذر. 1 تلاش کردن کوشیدن. 1.مَنْ طَلَبَ شَيْئاً وَ جَدَّ وَجَدَ. هرکس چیزی را بخواهد و تلاش کند، مییابد. [جوینده یابنده است.] کلمات نزدیک. والدان ...
هل تعرف الفرق بين الجد والجد والجد? الجد بفتح الجيم هو والد الاب او والد الام. ويطلق ايضا على العظمة. واما الجد بكسر الجيم فهو الاجتهاد ...
زيستن، وجود داشتن، موجود بودن، بودن ; الجد · پدر بزرگ، پدر بزرگ يا مادر بزرگ، جد يا جده ; جديد جدا · خیلی جدید ; موجودة موجودة · آنجاست ...