حوا و حیه - معنی در دیکشنری آبادیس
حوا و حیه. [ ح َوْ وا وَ ح َی ْ ی َ / ی ِ ] ( ترکیب عطفی ) ( اصطلاح هیأت ) دو صورت از صور شمالی فلک است درهم پیوسته یکی حوا و دیگری راحیه خوانند و آن بصورت ...
حوا و حیه. [ ح َوْ وا وَ ح َی ْ ی َ / ی ِ ] ( ترکیب عطفی ) ( اصطلاح هیأت ) دو صورت از صور شمالی فلک است درهم پیوسته یکی حوا و دیگری راحیه خوانند و آن بصورت ...
مؤنث «حیّ» به معنى «زنده» است. اسمى است كه بر همه اجناس و انواع مارها از افعى گرفته تا مار كبرى و مار بزرگ و مار طوقى و جز آن دلالت مىكند، مذكر و مؤنث است ...
خلیل الحیه (زاده ۵ نوامبر ۱۹۶۰) سیاستمدار فلسطینی و رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس از ژوئیه ۲۰۲۶ است. وی از اعضای کمیته موقت حماس، عضو دفتر سیاسی حماس و رئیس ...
حية · Arabic · South Levantine Arabic ...
(حَ یَّ) [ ع . حیة ] (اِ.) مار، افعی . ج . حیات . خرید اشتراکافزودن واژه ...
ترجمه و معنی حيه در فرهنگ لغت همه عربی-فارسی ; چه قسمتهاي حياتي. أي أعضائي حيه ; مملو از زندگيه. مليئه جدا بالحياه ; همه تعظيم کنيد. هيا كلكم حيوه ; اون حالا زنده ...
حیة. [ ح َی ْ ی َ ] (ع ص ) مؤنث حی زنده . (اقرب الموارد). || (اِ) مار. ج ، حَیّات ، حیوات . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و رجوع به تحفه ٔ حکیم مؤمن شود.
حیه. [ح َی ْ ی َ] (ع ص) مؤنث حی زنده. (اقرب الموارد). || (اِ) مار. ج، حَیّات، حیوات. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). و رجوع به تحفه ٔ حکیم مؤمن شود.
ولم يفسره، والسابق أَن معناه ما عنده شيء. حرف الحاء. تصفّح المقالات.