حیه - معنی در دیکشنری آبادیس
مترادف حیه: افعی، مار ، زنده، جاندار ، پویا، پرتلاش، استوار، قوی، محکم. متضاد حیه: عقرب، رتیل، کژدم، بی جان. دنبال کنید. بستن تبلیغات. بستن تبلیغات ...
مترادف حیه: افعی، مار ، زنده، جاندار ، پویا، پرتلاش، استوار، قوی، محکم. متضاد حیه: عقرب، رتیل، کژدم، بی جان. دنبال کنید. بستن تبلیغات. بستن تبلیغات ...
ترجمه و معنی حية در فرهنگ لغت همه عربی-فارسی ; الحيوانات الحية · حیوانات زنده ; تفتيش الحيوانات الحية · بازرسی از حیوانات زنده ; حيوانات حية · حیوانات زنده ; حَياةٌ ...
معنی و ترجمه کلمه عربی حَيَّة به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - مار (اسم)
حَیَّة (به فتح حاء، یاء مشدد و مفتوح) از واژگان قرآن کریم به معنای مار است. فهرست مندرجات. ۱ - معنای حَیَّة ۲ - کاربردها ۲.۱ - حَیَّةٌ (آیه ۲۰ سوره طه)
در این مطلب شما با اجسام حیه و خواص آنها آشنا میشوید. متن فوق مربوط مضمون ساینس و صحت صنف چهارم مکاتب افغانستان میباشد.
حیه. فرهنگ مترادف و متضاد. ۱. افعی، مار ≠ عقرب، رتیل، کژدم ۲. زنده، جاندار ≠ بیجان ۳. پویا، پرتلاش ۴. استوار، قوی، محکم · حیه. لغتنامه دهخدا. حیه . [ ح َ هَِ ] ...
کلمه "حیه" در زبان فارسی به معنای "زنده" یا "باقی" است و معمولاً در ادبیات و متون مذهبی یا عرفانی به کار میرود. در اینجا چند مثال برای استفاده از این کلمه در ...
[ حَ یْ یَ هَ لْ / حَ یْ یِ هَ لْ ] (ع اِ فعل) کلمهٔ استعجال و تحضیض است، یعنی بشتابید و بشتاب. واحد... حیهلا. شماره :127524.
حیه. [ح َی ْ ی َ] (اِخ) دهی است از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. کوهستانی، معتدل ودارای 190 تن سکنه است. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات و ...