همهاخبارمکان‌یابراهنمای خریدتصاویرویدیومقالات علمی
درباره برتیناتماس با ماهوش مصنوعی رایگانایمیل رایگانمترجم رایگانDNS رایگانهواشناسیکاوش برتیناپشتیبانیتبلیغ در برتینا
درباره سرچحریم خصوصیشرایط

برتینا (فناوری پیشرفته پارسیان) شرکت دانش‌بنیان حوزه هوش مصنوعی

مکان یاب
ثبت کسب‌وکار
Parsihttps://www.parsi.wiki/fa/wiki/434265/ویله

معنی ویله | لغت نامه دهخدا

ویله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ) صدا و آواز. فریاد عظیم و شور و واویلا کردن را نیز گویند. (برهان ). بانگ عظیم بود. (لغت فرس اسدی ) : در این بیم بودند.

Farsiamoozihttps://vocabulary.farsiamoozi.com/farsi-word/ویله/

ویله

ویله ... (لَ یا لِ) (اِ.) ۱- صدا، آواز. ۲- بانگ بزرگ. ۳- ناله. → عبارت قبل.

Abadishttps://abadis.ir/fatofa/ویله-زدن/

ویله زدن - معنی در دیکشنری آبادیس

ویله زدن. [ وَ / وِ ل َ / ل ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد کردن.نعره زدن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ویله شود. فرهنگ فارسی. (مصدر ) فریاد کردن نعره زدن ...

Wikipediahttps://fa.wikipedia.org/wiki/ویله_(دالاهو)

ویله (دالاهو) - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ویله (دالاهو)، روستایی از توابع بخش گهواره شهرستان دالاهو در استان کرمانشاه ایران است. ویله (دالاهو). روستا. نهفتن. محل. Map. Wikimedia | © OpenStreetMap · ویله ...

Jadvalyabhttps://www.jadvalyab.ir/fa2fa/ویله

ویله | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی

ویله: بلیه، گرفتاری و سختی، فضیحت، رسوایی، ویله: شوروغوغا، فریاد، بانگ بلند: چو رعد خروشان یکی ویله کرد / ویله: ویله در فارسی رسوایی، بد بیاری (اسم) رسوایی ...

Vajehyabhttps://vajehyab.com/dehkhoda/ویله-3

معنی ویله | لغت‌نامه دهخدا

ویله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ) صدا و آواز. فریاد عظیم و شور و واویلا کردن را نیز گویند. (برهان ). بانگ عظیم بود. (لغت فرس اسدی ) : در این بیم بودند و غم یکسره

Lamtakamhttps://lamtakam.com/dictionaries/dehkhoda/489789/ویله

معنی ویله - لغت‌نامه دهخدا

معنی: ویله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ) صدا و آواز. فریاد عظیم و شور و واویلا کردن را نیز گویند. (برهان ). بانگ عظیم بود. (لغت فرس اسدی ) :

Manzoumehhttps://www.manzoumeh.ir/dehkhoda/entry/330286/ویلة

ویلة - فرهنگ لغت دهخدا - منظومه ایرانیان

[ وَ لَ ] (ع اِ) ویل. رسوایی. گویند: یا ویلتاه، در هنگام تلهف و تعجب. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به ویل (صوت، اِ) شود. بنر منظومه. لینک ها و اشتراک گذاری ...

Jadvalyabhttps://www.jadvalyab.ir/fa2fa/ویله-کردن

ویله کردن | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر ...

ویله کردن. [وَ / وِ ل َ / ل ِ ک َ دَ] (مص مرکب) ویله زدن. بانگ برزدن. نعره برآوردن: به بالا برآمد جهانجوی مرد چو رعد خروشان یکی ویله کرد. فردوسی. فرهنگ معین.

۱۲۳۴۵۶۷...۸۹