ویله - معنی در دیکشنری آبادیس
( ویلة ) ویلة. [ وَ ل َ ] ( ع اِ ) ویل. رسوایی. گویند: یا ویلتاه ، در هنگام تلهف و تعجب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به ویل ( صوت ، اِ ) شود.
( ویلة ) ویلة. [ وَ ل َ ] ( ع اِ ) ویل. رسوایی. گویند: یا ویلتاه ، در هنگام تلهف و تعجب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به ویل ( صوت ، اِ ) شود.
متوسطه دوم نظری دهم علوم ریاضی فارسی (1) درس 13: گرد آفرید. معنی کلمه «ویله» در کدام گزینه نیامده است؟ 1. نالان. 2. ناله. 3. آواز. 4. صدا. پاسخ تشریحی
لغت نامه دهخداویله کردن. [ وَ / وِ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ویله زدن. بانگ برزدن. نعره برآوردن : به بالا بر ...فرهنگ فارسی(مصدر ) ۱ - ویله زدن ...
ویله والو موسیقیدان اهل فنلاند; ویله ریتولا ورزشکار مرد رشتهٔ دو و میدانی اهل کشور فنلاند · ویله (ایوان) روستایی از توابع بخش زرنه شهرستان ایوان در استان ایلام ...
راهنمای تلفظ: بیاموزید چگونه ویله کردن را به فارسی به زبان محلی تلفظ کنید. ویله کردن ترجمه و تلفظ صوتی.
ویله. لغتنامه دهخدا. ویله . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش گوران شهرستان شاه آباد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5). خرید اشتراکافزودن واژه ...
[ لَ / لِ ] (اِ) صدا و آواز. فریاد عظیم و شور و واویلا کردن را نیز گویند. (برهان). بانگ عظیم بود. (لغت فرس اسدی): در این بیم بودند و غم یکسره که گرشاسب زد ...
ویله. فرهنگ انتشارات معین. (لَ یا لِ) (اِ.) 1 - صدا، آواز. 2 - بانگ بزرگ . 3 - ناله . خرید اشتراکافزودن واژه · افزونه مرورگر ...
معنی: شوروغوغا؛ فریاد؛ بانگ بلند: ♢ چو رعد خروشان یکی ویله کرد / که گفتی بدرّید دشت نبرد (فردوسی: ۴/۱۲۵). انگلیسی villa