معنی مرعا | لغتنامه دهخدا
مرعا. [ م َ ] (ع اِ) مرعاة. مرعی . چراگاه . رجوع به مرعی شود : از خنجر زهرآبگون هفت اژدها را ریخت خون همت زنه پرده برون دل هشت مرعا داشته . خاقانی .
مرعا. [ م َ ] (ع اِ) مرعاة. مرعی . چراگاه . رجوع به مرعی شود : از خنجر زهرآبگون هفت اژدها را ریخت خون همت زنه پرده برون دل هشت مرعا داشته . خاقانی .
Morteza Pashaei - Top 10 Songs ( مرتضی پاشایی - ده تا از بهترین آهنگ ها ) · Mohsen Yeganeh - Behet Ghol Midam ( I promise you ) · Shakira & Ghetto ...
مرتع (به انگلیسی: Rangeland )، به سبزهزار، علفزار، بوتهزار، درختزار، تالاب و بیابان گفته میشود که دام اهلی یا حیات وحش آن را چرا میکنند.
No information is available for this page.
دانشنامه عمومی. مرتع ( به انگلیسی: Rangeland ) ، به سبزه زار، علفزار، بوته زار، درختزار، تالاب و بیابان گفته می شود که دام اهلی یا حیات وحش آن را چرا می کنند.
مرعیة. [ م َ عی ی َ ] (ع ص ) مرعیه . تأنیث مَرعی ّ که نعت مفعولی است از مصدر رعی و رعایة. رجوع به مرعی و رعی و رعایة شود. || قابل توجه و قابل پاس داشتن .
مرتع. [ م َ ت َ ] (ع اِ) چراگاه . سبزه زاری که بهائم در آن چرند و چراگاهی که آب و علف آن بسیار باشد. (غیاث اللغات ). چراخور. چراخوار. گیاه خوار. چراستان .
گياه - چراگاه.
مرتع. [ م ُ ت ِ ] (ع ص ) غیث مرتع، بارانی که برویاند علف زار و چراگاه را. (از منتهی الارب ). نعت فاعلی است از ارتاع . رجوع به ارتاع شود.