مرعی - معنی در دیکشنری آبادیس
مترادف مرعی: رعایت، مراعات، رعایت شده، مراعات شده، ملحوظ، منظور، لحاظ، رعایت، رعایت کردن، لحاظ کردن. معنی انگلیسی: observed , regarded. دنبال کنید.
مترادف مرعی: رعایت، مراعات، رعایت شده، مراعات شده، ملحوظ، منظور، لحاظ، رعایت، رعایت کردن، لحاظ کردن. معنی انگلیسی: observed , regarded. دنبال کنید.
[رعي]: آنچه كه چريده شده و يا چريده مى شود؛ - «مَرْعِيُّ الإِجراء» مورد اقدام قرار … اقدام قرار گرفته، باجراء در آمده.
۱. رعایت، مراعات ۲. رعایتشده، مراعاتشده ۳. ملحوظ، منظور، لحاظ، رعایت ۴. رعایت کردن، لحاظ کردن. جستوجوی دقیق. مرعی. فرهنگ مترادف و متضاد.
شهرک مرعی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دشت آزادگان در استان خوزستان ایران است. مرعی. روستا. نهفتن. محل. Map. Wikimedia | © OpenStreetMap · مرعی در ایران ...
- مرعی داشتن؛ نگاه داشتن. حفظ کردن. ملاحظه کردن. پاس داشتن. || چرانیده شده ... مرعی بن ناصرالدین البغدادی. فقیه و متأدب و از اعیان عراق بود. به س ...
هر دو واژه «مرعی» و «مرئی» از نظر املایی درست هستند، اما معانی متفاوتی دارند و در موارد مختلف بهکار میروند: مرعی: صفتی است که به معنای ...
زمان کنونی در مرعی: ; 00:01 تا 06:00, آسمان صاف · +10 · +13 °C دمای هوا پایین خواهد رفت ; 06:01 تا 12:00, ابری · +9 · +16 °C درجه حرارت افزایش می یابد ; 12:01 تا 18:00 ...
کلمه "مرعی" به معنی "مرتعی" یا "چمنزار" در زبان فارسی به کار می رود و به مناطقی اطلاق می شود که برای چرا یا رشد گیاهان مناسب است.
مرعی . [ م َ عی ی ] (ع ص ) نعت مفعولی از رَعْی و رِعایة. رجوع به رعی و رعایة شود. رعایه کرده شده . ملحوظ. آنچه رعایت کرده شود. (از اقرب الموارد).