ازرده خاطر - معنی در دیکشنری آبادیس
( آنندراج ) . معنی آزرده خاطر. از چیزی یا کسی ناراحت شدن ب این کار ازرده خاطر میگن. ناراحت شدن از چیزی یا کسی. از کسی رنجیده شود خاطر خوبی ازش داشته نباشد.
( آنندراج ) . معنی آزرده خاطر. از چیزی یا کسی ناراحت شدن ب این کار ازرده خاطر میگن. ناراحت شدن از چیزی یا کسی. از کسی رنجیده شود خاطر خوبی ازش داشته نباشد.
نحوه نوشتن: "آزرده خاطر" باید به صورت جداگانه و با دو واژه نوشته شود. گرامر: "آزرده" به معنی دلخور شده و "خاطر" در اینجا به معنای دل یا روح است. به همین ...
معنی آزرده در جدول به معنی دلخور میباشد. رنج گردان, رنجور. دمق. فگار. دلتنگ. گران خاطر. [ گ ِ طِ ] ( ص مرکب ) آزرده دل و رنجیده خاطر. ( آنندراج ) . ملول. آزرده ...
آزرده خاطر. [ زَ دَ / دِ طِ ] (ص مرکب ) رنجیده . ... همهدقیقمشابهآوامتنآغازقافیه. آزرده خاطر. لغتنامه دهخدا. آزرده خاطر. [ زَ دَ ...
با بخش آموزش از مجله اینترنتی باحال مگ همراه باشید. معنی آزرده خاطر. جواب این سوال : دلخور | دلگیر | رنجیده | ملول | مکدر ...
: «خاطر آزرده» یک ترکیب نانوشته است، اما معمولاً به صورت جدا نوشته میشود. بنابراین درست است که بنویسیم «خاطر آزرده» و نه به صورت متصل. نگارش صحیح: توجه ...
آزرده جان: آزرده خاطر; آزرده خاطر: رنجيده. فرهنگ سره. آزرده خاطر: رنجیده، دلگیر، دل آزرده، دلگیر، آزردهدل; آزرده خاطر: رنجیده، دلگیر. مترادف و متضاد.
برابر (معادل) پارسی (فارسی) واژه (لغت) آزرده خاطر واژه (های) دل گیر- رنجیده است.
معنی: ناراحت، آشفته، مضطرب; کاربرد: این ترجمه زمانی مناسب است که فرد به دلیل اتفاقی ناگوار یا ناخوشایند احساس آزردگی کند. مثال: She was upset ...
/آزُردِه/. صفت مفعولی. ویرایش. آزرده. زنجیده خاطر، دلتنگ، اندوهگین، آزردن. (قدیمی): زخمی، مجروح. ز خون در کفّش خنجر افسرده بود/ بر و کتفش از جوشن آزرده بود « ...