بهله - معنی در دیکشنری آبادیس - Abadis.ir
بهله. [ ب َ ل َ / ل ِ ] ( اِ )پوستی باشد که ترکیب پنجه ْ دست دوزند و میرشکاران چرغ و باز در دست کشند و آنرا دستک شکاری نیز گویند. ( آنندراج ). دست کشی که از ...
بهله. [ ب َ ل َ / ل ِ ] ( اِ )پوستی باشد که ترکیب پنجه ْ دست دوزند و میرشکاران چرغ و باز در دست کشند و آنرا دستک شکاری نیز گویند. ( آنندراج ). دست کشی که از ...
کشف ۱۲۱ بهله پرنده شکاری ۱۲۱ بهله پرنده شکاری مانند بالابان، شاهین و دلیجه که از گونههای در معرض خطر انقراض هستند، از قاچاقچیان در استان ...
[ بَ لَ / لِ ] (اِ) پوستی باشد که ترکیب پنجهْ دست دوزند و میرشکاران چرغ و باز در دست کشند و آنرا دستک شکاری نیز گویند. (آنندراج).
بهله کندی اورمیه بؤلگهسینین، انزل بولومو و گونئی انزل قصبهسی نده یئرلیشیب. ایچیندهکیلر. ۱ جوغرافیایی موقئع; ۲ اهالی; ۳ ایقتیصادیات; ۴ گزملی و گورمه لی ...
کلمه "بهله" در فارسی به معنی "به به" یا "ای~" است و در بعضی از گونه های گفتاری و ادبی به عنوان تعجب یا تحسین استفاده می شود. نه به عنوان پیشوند یا پسوند به کار ...
بهله. /bahle/. فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده. دستکش چرمی که در قدیم شکارچیان به دست میکردند برای نگاهداشتن باز بر روی دست؛ نکاب؛ نکاپ؛ نکاف. خرید اشتراک ...
بهله دار. [ ب َ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) آنکه دارای دستکش شکاری بود. ( ناظم الاطباء ). || در صفات کمر مستعمل است. ( آنندراج ) : دست طمع برید ز نخل حیات خویش
1321 likes, 61 comments - vahid.attar77 on December 13, 2025: "بهله ".
بهله: دستکش چرمی که در قدیم شکارچیان به دست میکردند برای نگاهداشتن باز بر روی بهله: نفرین (اسم) دستکش چرمی که میرشکاران بر دست کنند و بدان باز.