تخریب ساخت و سازهای غیرمجاز در حریم سد جره
( جُره ) توله گراز نر که بزرگتر از جُنگه است. · ( جَره ) دسته؛ تعداد · ( جرِه ) گرگر؛ تله کابین از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید.
دهستان جِره (اشپاگان) ، به مرکزیت روستای جِره از توابع بخش جره و بالاده شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.روستای جِره یا گِره ، یکی از قدیمی ترین ...
صفحه مردمی سرزمین تاریخی و گردشگری جره (اشپایگان) خانه گل نرگس ایران پایگاه عکس و خبر دهستان جره، دیار نخل و نرگس استان فارس- شهرستان کازرون.
جره . [ ج ُرْ رَ / ج ِ رِ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای شیراز. (برهان ). قریه ای است نزدیک شیراز. (ناظم الاطباء). قریه ای از حومه ٔ شیراز که گفته [اند] آن ...
معنی: جره . [ ج ُ رَ ] (اِمص ) دلیری . (یادداشت مؤلف ). انگلیسی jar عربی جرة، تصادم، قلة، تضارب، تنافر، صرير، إرتجاج مفاجئ، صدمة، ارتجف، ارتج، صر، ضايق
بخش جـِره و بالاده یکی از بخشهای شهرستان کازرون و دومین بخش بزرگ استان فارس ایران است. بخش جره و بالاده. اطلاعات کلی. کشور ...
جره باز. [ ج ُرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) باز سپید نر و چست و چالاک و جلد و تیزو تند. ( ناظم الاطباء ). باز سپید و آن را شاهباز نیزگویند و تعریبش زرق بضم و ...
فرهنگ معین. جنس نر جانوران از هر نوع، باز نر. [خوانش: (جُ رِّ) (اِ.)] · فرهنگ عمید. کوزۀ سفالی بزرگ و دستهدار، سبو،. جانور نر، بهویژه پرنده، · گویش مازندرانی.
جره . [ ج ُرْ رَ ] (ص ، اِ) نرینه ٔ هر جانور باشد از چرنده و پرنده عموماً. (برهان ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا) (ناظم الاطباء). نر هر چیز باشد عموماً.