شرفه - معنی در دیکشنری آبادیس
لغت نامه دهخدا ... ( شرفة ) شرفة. [ ش ُ ف َ ] ( ع اِ ) کنگره قصر. ج ، شُرَف. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). کنگر. ( زمخشری ). کنگره. ( منتهی الارب ) ( مهذب ...
لغت نامه دهخدا ... ( شرفة ) شرفة. [ ش ُ ف َ ] ( ع اِ ) کنگره قصر. ج ، شُرَف. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). کنگر. ( زمخشری ). کنگره. ( منتهی الارب ) ( مهذب ...
- شَرَفَة : واحد (الشرَفَات) است. ... - شَرْفَة : بزرگداشت و افتخار به نياكان. ... - شرفة : ايوان ، بالا خانه ، بالکن ، لژ بالا ، بهار خواب ، تراس ، تراس دار کردن ، ...
کلمه "شرفه" به معنای درختی دائمی، بادام تلخ یا نوعی گیاه است. همچنین در برخی مناطق بهعنوان نام محلی نیز استفاده میشود. برای نوشتن و استفاده صحیح از این کلمه ...
زیف . دندانه . (یادداشت مؤلف ). کنگره ٔ عمارت . (از غیاث اللغات ). در عربی مطلق کنگره را گویند، خواه کنگره ٔ قلعه باشد و خواه کنگره ٔ بام و دیوار و خانه و غیره ...
شرفه. [ش َ ف َ] (اِخ) قصبه ای از دهستان بخش هویزه ٔ شهرستان دشت میشان. سکنه ٔ آن 2500 تن و محصول آنجا غلات است. آب آن از رودخانه ٔ کرخه تأمین می شود. صنایع دستی ...
الشرفة أو المُستشرَف أو الرَّوْشَن أو الجناح وهي موضع عالٍ يُشرف على ما حوله، في المنازل هي منصة في المبنى تشرف على ماحولها، وفي المسارح حجرة خاصّة مرتفعة ...
شرفه Related to the verb أَشْرَفَ (ʔašrafa, “to overlook”). balcony, loge, theater box battlement gift on account of a new baby (given to the mother)
شرفه . [ ش َ رَ / ش ُ ف َ / ف ِ ] (ع اِ) کنگره ٔ قلعه . (از ناظم الاطباء). هریک از مثلثها یا مربعهایی که نزدیک بهم در بالای قصر یا دیوار گرد قلعه و شهر بنا ...
What does شرفة (shurifa) mean in Arabic? ; balcony noun ; البلكون, لوج ; terrace noun ; مصطبة, سطيحة, دكة, رصيف مقهى, صف منازل ; veranda noun ...