قامت - معنی در دیکشنری آبادیس
فرهنگ معین. (مَ ) [ ع . قامة ] (اِ. ) قد، اندام ، تنة آدمی . ج . قامات . ( ~ . ) [ ازع . قامة ] (اِ. ) اذان خفیف که پس از اذان گویند.
فرهنگ معین. (مَ ) [ ع . قامة ] (اِ. ) قد، اندام ، تنة آدمی . ج . قامات . ( ~ . ) [ ازع . قامة ] (اِ. ) اذان خفیف که پس از اذان گویند.
قامت . [ م َ ] (ع اِ) قامة. قد. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اندام . (ناظم الاطباء). بالا. بالای مردم . (مهذب الاسماء). رعنا و موزون از صفات آن است : قامت موزون .
قامت . [ م َ ] (ع اِ) قامة. قد. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اندام . (ناظم الاطباء). بالا. بالای مردم . (مهذب الاسماء). رعنا و موزون از صفات آن است : قامت ...
Ordibehesht 30, 1403 AP — معنی قامت؟ - فکر کنم به پا دار میشه. فارسی نهم قد و قامت معمولا با هم میان و تناسب دارند 0 نفر پسندیده اند .
قامت به مجموع قد و اندام انسان که به چشم میآید گفته میشود. از آن به مناسبت در بابهای طهارت و صلات سخن گفتهاند. فهرست مندرجات. ۱ - احکام مرتبط
لغت نامه دهخدا · قامت. [م َ] (اِخ) کوهی است به نجد. (منتهی الارب) (معجم البلدان ج 7 ص 19). ; فرهنگ معین. (مَ) [ع. قامه] (اِ.) قد، اندام، تنه آدمی. ج. قامات.
برای سرنخ کوتاه «قامت»، پاسخ مستقیم و رایج قد است. این دو واژه در معنای بلندی بدن انسان به یکدیگر میرسند و کوتاهیِ دوحرفی «قد» نیز آن را به ...
معنی: اذان خفیف و کلماتی که در آغاز نماز میگویند؛ اقامه. 〈 قامت بستن (زدن، گفتن): (مصدر لازم) به نماز ایستادن؛ قد قامتالصلوة گفتن.
معنی و نمونه جمله قامت - همراه با مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، stature, size, length, figure, physique.
قامت. /qAmat/. stature. دنبال کنید. فارسی به انگلیسی. قامت بلند و لاغر. slenderness. مترادف ها. stature (اسم). رفعت، قد، قامت، قدر و قیمت، ارتفاع طبیعی بدن ...