گزمه - معنی در دیکشنری آبادیس
گزمه در لغت نامه دهخدا به معنی پاسبان و شبگرد است و دارای ریشه ترکی است و از دورهٔ خوارزمشاهیان نیز از واژهٔ گزمه استفاده می شود. تاریخ خاندان گزمه بنابر معنی و ...
گزمه در لغت نامه دهخدا به معنی پاسبان و شبگرد است و دارای ریشه ترکی است و از دورهٔ خوارزمشاهیان نیز از واژهٔ گزمه استفاده می شود. تاریخ خاندان گزمه بنابر معنی و ...
گزمه، روستایی در دهستان مارگان بخش مرکزی شهرستان هیرمند در استان سیستان و بلوچستان ایران است. گزمه. روستا. نهفتن. محل. Map. Wikimedia | © OpenStreetMap · گزمه ...
گزمه gazme معنی شبگرد؛ پاسبان؛ (ترکی ، اِ) شبگرد و پاسبان شب و عسس . (ناظم الاطباء). گزمه واژه نامه آزاد شبگرد پاسبان … دیگر «گزمه » گزمه و پاسبان شب .
راهنمای تلفظ: بیاموزید چگونه گزمه را به فارسی, دری به زبان محلی تلفظ کنید. گزمه ترجمه و تلفظ صوتی.
لغت نامه دهخدا. گزمه. [گ َ م َ / م ِ] (ترکی، اِ) شبگرد و پاسبان شب و عسس. (ناظم الاطباء). گشتی. پلیس. ; فرهنگ معین. (گَ مِ) [تر.] (اِ.) شبگرد، پاسبان. ; فرهنگ ...
کلمه "گزمه" در زبان دری به معنای نگهبانی یا مراقبت به کار میرود و عموماً در زمینههای نظامی یا تأمینی مورد استفاده قرار میگیرد.
گزمه. [ گ َ م َ / م ِ ] ( ترکی ، اِ ) شبگرد و پاسبان شب و عسس. ( ناظم الاطباء ) . گشتی. پلیس. گزمه واژه ای کاملا پارسی و از واژه گذر و گذشتن گرفته شده به چم ...
گزمه معنی: گزمه . (ترکی ، اِ) شبگرد و پاسبان شب و عسس . (ناظم الاطباء). کلمه "گزمه" در زبان فارسی به معنای نگهبانی یا مراقبت به کار می رود
گزمه. لغتنامه دهخدا. گزمه . [ گ َ م َ / م ِ ] (ترکی ، اِ) شبگرد و پاسبان شب و عسس . (ناظم الاطباء). گشتی . پلیس . خرید اشتراکافزودن واژه · افزونه مرورگر · تماس ...