گفت - معنی در دیکشنری آبادیس
فرهنگ معین. (گُ ) (مص مر. ) کلام ، قول ، گفتار. فرهنگ عمید. ۱. گفتن. ۲. ( ...
فرهنگ معین. (گُ ) (مص مر. ) کلام ، قول ، گفتار. فرهنگ عمید. ۱. گفتن. ۲. ( ...
۱. گفتن. ۲. (اسم) گفتار؛ کلام. ... ⟨ گفتوشنید: (اسم مصدر) گفتگو؛ گفتنوشنیدن؛ مباحثه. مترادف. حرف، سخن، قول، گفتار ...
Farvardin 16, 1401 AP — شاید شما هم در مورد نوشتن گفتگو یا گفت و گو دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد، املای صحیح این واژه « گفتوگو» میباشد و نوشتن به صورت ...
[ گُ شَ ] (اِمص مرکب) مکالمه و محاوره. (ناظم الاطباء). رجوع به گفت و شنید شود. ... [ گُ تُ شَ / شِ ] (ترکیب عطفی، اِمص مرکب) گفتن و شنیدن. سخن گفتن و پاسخ شنفتن.
Ordibehesht 5, 1401 AP — گفتن مصدر است که یک نوع اسم می باشد نه فعل گفتار هم یک عمل در انسان است نه فعل گفت وگو هم یک کار است که در نقش مسند
گفت . [ گ ُ ] (مص مرخم ، اِمص ، اِ) کلام . قول . گفتار : کی بر او زرّ و سیم عرضه کنم خویشتن را به گفت راد کنم . حکاک . پیچید بزر رخنه ٔ اشعار مرا
مترادف گفتن: اظهارداشتن، اعلام کردن، اقرار کردن، به عرض رساندن، بیان کردن، سخن راندن، صحبت کردن، عرض کردن، فرمودن، گپ زدن، گفت وگو کردن، معروض داشتن، نقل ...
گفتن. چیزی را به زبان آوردن، بیان کردن، صحبت کردن، حرف زدن. به نظم درآوردن، سرودن. معتقد بودن. آواز خواندن. پنداشتن، تصور کردن. نامیدن.
کلمه "گفت" در زبان فارسی به معنای انتقال سخن یا بیان یک موضوع است و به عنوان فعل گذشته از فعل "گفتن" به شمار میآید. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط ...