core - معنی تخصصی در دیکشنری آبادیس
معنی: هسته، چنبره، مغز ودرون هرچیزی. معانی دیگر: (بخش درونی هر چیز) درونه، درون گاه، مرکز، میانگاه، وسط، (سیب و گلابی و غیره) هسته (به هسته های بزرگتر می ...
معنی: هسته، چنبره، مغز ودرون هرچیزی. معانی دیگر: (بخش درونی هر چیز) درونه، درون گاه، مرکز، میانگاه، وسط، (سیب و گلابی و غیره) هسته (به هسته های بزرگتر می ...
The meaning of CORE is a central and often foundational part usually distinct from the enveloping part by a difference in nature.
Core or cores may refer to: used in casting and molding Core (optical fiber), ASIC/FPGA electronics and IC manufacturing
core noun (IMPORTANT PART) ] the basic and most important part of something: at the core of The lack of government funding is at the core of the problem.
آپارات:core. Forsaken Core از کانال ・ دانلود ویدیو با کیفیت 144p با کیفیت 240p ・ تبلیغ ویدیوهای مشابه پخش خودکار 5:08
معنی و نمونه جمله core - همراه با مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، (بخش درونی هر چیز) درونه، درون گاه، مرکز، میانگاه، وسط.
Ordibehesht 22, 1405 AP — کور (Core) پلتفرم B2B است که مشتریان، تأمینکنندگان و کارگزاران را در بازار مشتقات سویای برزیل به هم متصل میکند. با کور، شما به هر آنچه ...
حق نشر · درباره ما · پخش همه · ویدیو های core. 2 ویدیو. اشتراک گذاری. ذخیره لیست پخش. یاسین x پلی 150 دنبال کننده. 1. 0:52. تپیکال پدر ترک · یاسین x پلی. 2. 2: ...
English terms derived from Biblical Hebrew · en:Automotive · en:Aviation · English neologisms · en:Nuclear warfare · Corsican terms inherited from Vulgar Latin ...