مرغوب - معنی در دیکشنری آبادیس
لغت نامه دهخدا. مرغوب. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر رغب و رغبة. خواهش نموده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). خواهانی نموده. ( از منتهی الارب ). خواسته شده. و ...
لغت نامه دهخدا. مرغوب. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر رغب و رغبة. خواهش نموده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). خواهانی نموده. ( از منتهی الارب ). خواسته شده. و ...
Shahrivar 12, 1402 AP — تو نیلی چشات خیسه آدم میترسه بنویسه میترسه پاش به دل وا شه آدم بی خود خاطر خواه شه دو تا چشم رطب داری از عشق همیشه تب داری
مرغوب . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر رغب و رغبة. خواهش نموده شده . (غیاث ) (آنندراج ). خواهانی نموده . (از منتهی الارب ). خواسته شد.
مرغوب · پسنديده، مرغوب، خواستني، مطلوب، خوش ايند ; راغب · مايل، راضي، حاضر، خواهان، راغب ; رَغْبَة · میل ; الرغبة · ميل داشتن، ارزو کردن، ميل، ارزو، کام، خواستن، ...
دانلود آهنگ شاهرخ مرغوب · عنوان اثر مرغوب · موضوع آلبوم عریضه · خواننده شاهرخ · سبک پاپ · کد آهنگ 316501 · تاریخ انتشار 14 آذر 1381.
[ مَ ] (حامص) حالت و کیفیت مرغوب. مرغوب بودن. پسندشدگی و شایستگی و مقبولی. همه کس پسندی. خوبی و اعلا...
مرغوب در مورد شراب. vintage. مترادف ها. desirable (صفت). پسندیده، خوشایند، مطلوب، مرغوب، خواستنی. high-grade (صفت). عالی، مرغوب. پیشنهاد کاربران. مرغوب: با ...