غذاخوری دهکده رستوران صبحانه و ناهار در رشت، در قلب بازار روز، جایگاه خوبی داره. این رستوران برای دوستای صبحانهدوست و کسانی که میخوان یه ناهار سریع و خوشمزه بخورند، ایدهآل است. در گیلان، رستورانهای صبحانه و ناهار معمولاً با غذاهای محلی و تازه سرو میشن، و غذاخوری دهکده با کیفیت بالا و محیطی دلپذیر، جایگاه خوبی پیدا کرده. اگر دنبال یه جای دلباز برای صبحانه یا ناهار هستی، حتماً اینجا رو امتحان کن؛ یه فنجون قهوه و یه کاسه سوپ گرم، روزت رو بهتر میکنه.
یک رستوران در بازار رشت هست که توسط چند خانم اداره میشه.
غذایی هایی که ما سفارش دادیم سریع اماده شده و طعم خوبی هم داشت.
رفتار پرسنل خوب بود.
فضای نشستن یک نیمکتی زیاد راحت نیست.
اگه از این جزییات چشم پوشی کنید غذا خوشمزه ای را اینجا میتونید پیدا کنید.
شاید از خوشیِ احوال خود ما بود که این سفر در دل پاییز خشک و بیباران سال صفر چهار دوبار گذرمان به این غذاخوری دهکده افتاد و هردوبار کیف کردیم. روز آخری دم غروب گرسنه و خسته از کارهای زیاد گذرمان به آنجا افتاد که دیدیم دارند تی میکشند، و چهار پنج مرد با کلاه و لهجهی رشتی قربانشان بروم یکی از میزهای بیرون را پارچه لطیفی انداخته و بساط بازی پهن است. شاید مشتریِ ساکت این چندسالشان را بهجا آوردند یا خوی مهماندوستیشان بود که گفتند چرا الان آمدید؟ حالا چی می خواستید؟ اگر از خورشتها بخواهید بعضی داریم (بعد فهمیدیم شام خودشان و چند نفر دیگر از همین غذاست و بسا شامشان را با ما قسمت کرده باشند). القصه پایین و بالا کردیم چند چیز مرور کردیم تا دو تا خورشت سهممان شد و نشستیم تا کته دم بکشد و مشغول خیار و مخلفات شدیم.
سه عکس اول مال روز نخست است، و عکس چهارم ختم ماجراست مال روز آخر که پس از غروب رسیدیم. جزییات عرض کنم:
دهکده را خانمی پایه گذاشته که سالهاست شغل همسرش قصابی معروف «دهکده» در همان اوایل بازار رشت روبروی مسجد است. این حیاط کاروانسرای قدیمی هنوز هم انباری و پستوی مغازههای آن اطراف است و همین به غذاخوری دهکده حال دیگری داده.
خرید گوشت که معلوم است از همان قصابیِ خودشان است و کم نمیگذارند، ماهی را صبح به صبح تازه از همان بازار ماهی دو قدم آنطرفتر میخرند از شما چه پنهان ما را هم راهنمایی کردند با دو ماهیفروش کاردرست آشنا شدیم، سبزیجات و بقیه هم گفتن ندارد صرف نمیکند وقتی در دل بازار رشتند چیزی در یخچال انبار کنند. مسئول خرید همین خانم مؤسس آنجاست. آشپزی را به کمک خانم دیگری پیش میبرند که الحق در اغلب غذاها دستپخت مقبولی دارند. سرویس و نظافت و احترام و غذادوستیشان هم حرف ندارد.
فقط بدانید دهکده ناهار میدهد و شام ندارد.
البته باید بنویسم که حرمت مشتری آشنا را فوقالعاده دارند. شرحش را همان اول نوشتم.
اگر اواسط پاییز گذرتان افتاد در سفارش دادن «کولی» کنار غذاهای دیگر تردید نفرمایید.
قورمه سبزی و فسنجات جالبی دارند.
ترشتره برای رفقایی که از گوشت ابا دارند فوقالعاده است.
در مخلفات غل و غشی ندیدم. سیر ترشی و زیتون فرد اعلایی میدهند. به آن ترب کنار خیار هم علاقهمند خواهید شد.
قیمتها هم معقول است. آن سفارش سه غذایی که روی میز روز اول میبینید با مخلفات اگر اشتباه نکنم چیزی حدود یک میلیون و صد شد.
اگر پاییزها گذرتان افتاد این بیرون بنشینید (که من همیشه دوست دارم هرچقدر معطل شوم این بیرون جا خالی شود بنشینم) رو به حیاط، چرا که اگر نرمه بادی بیاید از درخت دست چپ برگهایی جدا میشود در هوا شناور میشود و روی شیروانی و توی حیاط میریزد. در سکوتی که این پستوی کاروانسرا در دل بازار رشت ساخته تصویر ویژهایست.
وارد رستوران که میشید انگار وارد یه خونه شدین، عطر سبزی و سیر به مشامتون میخوره که خیلی خوش عطره، ما مرغ ترش خوردیم که هم حجم زیادی داشت نسبتا و هم خوشمزه بود، قیمت هم مناسب بود