آب انبار کُلار، موزهای در قلب میبد، جاییه که تاریخ و هنر در کنار هم مینشینن. اینجا برای گردشگران و دانشآموزان محلی یه مقصد جذابه، مخصوصاً اگه به تاریخچهی آب و منابع طبیعی علاقهمندی. در محلهی خرمشهر، نزدیک بلوار خرمشهر، فضای آرام و دیدنیست. اگر میخوای یه روزه با خانواده یا دوستان به این موزه برسی، حتماً زمان مناسب رو انتخاب کن.
آبانبار کُلار میبد، که در روبروی کاروانسرای شاهعباسی واقع شده و بهطور تاریخی به دوره صفوی برمیگردد، با طراحی ساده ولی کارآمدی که از بادگیرها برای خنکسازی آب بهره میبرد، هنوز هم در اوایل تابستان آب تازه و خنک میدهد؛ همینچنین بازدیدکنندگان از زیبایی معماری گنبدی و پوشش خاکی و گلی آن لذت میبرند، در حالی که برخی اشاره میکنند که دسترسی به داخل محدود است و فقط بیرون از آن قابل مشاهده است. بازسازیهای اخیر باعث شده که این بنا بهعنوان یک موزه تاریخی و گردشگری در میبد، جایگاه ویژهای پیدا کند و بازدیدکنندگان از ترکیب تاریخ، اسطورههای محلی و عملکرد عملی آن شگفتزده شوند.
HESAM ASHOORI
۵ ماه قبل
۵
آبانبار کُلار میبد، که درست روبروی کاروانسرای شاهعباسی قرار گرفته، در باور مردم کویر تنها یک مخزن آب نیست؛ بلکه جایگاهی مقدس است که «ایزدبانوی آبها» در اعماق تاریک و خنک آن سکنی گزیده است. این بنا که در عصر صفوی ساخته شده، رازهای شنیدنی بسیاری در دل خشتهای خود دارد.
بیایید لایههای اسطورهای و داستانهای عامه این پیرِ خفته در زیر زمین را ورق بزنیم:
۱. افسانهی «آبِ حیات» در تاریکی مطلق
مردم قدیم میبد بر این باور بودند که آبِ کلار، از رگهای پنهان زمین میآید که توسط خضر نبی متبرک شده است. میگفتند در پایینترین پلههای آبانبار، جایی که نور خورشید هرگز به آن نمیرسد، آب به چنان درجاتی از پاکی میرسد که نوشیدن یک جرعه از آن در اوج عطشِ تابستان، میتواند عمر را طولانی کند. تاریکیِ راهروی پلکان (پاشیر) را مرزی میان دنیای زندگان و دنیایِ زیرین میدانستند که نگهبانانی نادیدنی از خنکای آن پاسداری میکنند.
۲. نبردِ بادگیرها با «دیوِ نَفَستنگ»
چهار بادگیرِ بلندِ کلار در اساطیر محلی، به «چهار فرشتهی باد» تشبیه میشدند. مردم میگفتند این بادگیرها با دهانهای بازِ خود، بادهای سرگردان بیابان را شکار کرده و به درون دخمهی آب میفرستند تا با تازیانههایِ خنک، «دیوِ گرما» را که قصدِ گنداندنِ آب را دارد، فراری دهند. صدای هوهویِ باد در دالانهای آبانبار را نجوای این فرشتگان برای بیدار ماندنِ آب میدانستند.
۳. پاشیر؛ راهرویِ گذار به آرامش
پلههای بیشمار و سنگی آبانبار کلار در باور عامه، نمادی از «سفر به درون» است. میگفتند هر پلهای که به سمت پایین میروی، دمای هوا افت میکند و این نشانهی نزدیک شدن به حریم «آناهیتا» (ایزدبانوی آب) است. زنان قدیمی میبد گاهی برای نذری دادن یا طلبِ برکت، در کنار شیرِ آبانبار شمع روشن میکردند، چرا که معتقد بودند نورِ شمع در دلِ زمین، دعاهایشان را زودتر به گوشِ فرشتگانِ مقسمِ آب میرساند.
۴. معماریِ گنبد؛ سپری در برابر «چشمِ خورشید»
گنبدِ آجری و عظیم کلار که بر روی زمین خودنمایی میکند، در داستانهای محلی به «کاسهی واژگونِ آسمان» تعبیر میشد. میگفتند این گنبد به گونهای ساخته شده که تازیانههایِ آفتابِ مردادماه بر روی آن میشکند و نمیتواند به حریمِ خنکِ آب نفوذ کند. این بنا نماد پایداری تمدنی است که آموخته بود گرانبهاترین دارایی خود یعنی آب را در قلبِ خاک، از دستبردِ خشکسالی حفظ کند.