HESAM ASHOORI
۶ ماه قبل
دیوار قدیمی توس یا همان باروی عظیم شهر باستانی تابران، یکی از سترگترین سازههای دفاعی بهجایمانده در شرق فلات ایران است. این حصار خشتی و گلی که دور تا دور شهر تاریخی توس را در بر گرفته، با طول تقریبی ۷ کیلومتر، سندی عینی بر مقیاس و اهمیتِ راهبردی این شهر در سدههای نخستین اسلامی و دوران شکوهِ خراسان بزرگ است. از منظر مهندسیِ سازه و تحلیل تاریخی، لایههای زیرین این دیوار را میتوان چنین روایت کرد: ۱. معماری و ابعاد؛ دژِ نفوذناپذیر دشتِ طوس این دیوار در روزگار آبادانی، ارتفاعی بالغ بر ۹ تا ۱۲ متر داشته و ضخامت پایههای آن در برخی نقاط به بیش از ۶ متر میرسد. در فواصل منظم (حدود هر ۳۰ تا ۵۰ متر)، برجهای دیدهبانیِ نیمدایرهای تعبیه شده بود که نهتنها نقشِ پایداری و پشتبند برای دیوار را ایفا میکردند، بلکه به کمانداران اجازه میدادند تا بر تمامِ زوایای بیرونی حصار تسلط داشته باشند. استفاده از چینه و خشتهای قطور در لایههای زیرین، نشاندهنده درک عمیق معماران از توزیعِ بار و مقابله با لرزههای احتمالی زمین است. ۲. دروازهها؛ گلوگاههای تبادل و امنیت باروی توس دارای چهار دروازه اصلی در چهار جهت جغرافیایی بود که هر کدام شهر را به یکی از قطبهای منطقه پیوند میدادند: دروازه رَزان: در شرق (مسیرِ مرو). دروازه نیشابور: در جنوبغربی (مسیرِ نیشابور و جاده ابریشم). دروازه رودبار: در شمال (مسیرِ رودخانه کشفرود). دروازه مرو: در شمالشرقی. این دروازهها تنها محلِ عبور نبودند، بلکه به عنوان ایستگاههای بازرسی و گمرک عمل میکردند و امنیتِ ساکنانِ محصور در درونِ دیوار را تضمین مینمودند. ۳. دیوار به مثابهی حافظهی تاریخی این بارو شاهدِ سختترین یورشهای تاریخ بوده است. از محاصرههای طولانی در دوران کشمکشهای داخلی تا سقوطِ فاجعهبار در برابر ارتش مغول و تیمور. اگر با دقت به لایههای فرسایشیافتهی دیوار نگاه کنید، آثاری از بازسازیهای شتابزده در دورههای مختلف را میبینید که نشاندهنده تلاشهایِ نافرجامِ حاکمانِ محلی برای حفظِ موجودیتِ شهر در برابرِ طوفانهای نظامی است. امروز، این دیوار مانند اسکلتی عظیم، کالبدِ شهری را در آغوش گرفته که دیگر وجود خارجی ندارد و تنها ویرانههایش در دل زمین مدفون است. ۴. وضعیت کنونی؛ میراثی در آستانهیِ باد امروزه بخشهای بزرگی از این دیوار به دلیل عوامل جوی و عدم حفاظتِ مستمر، تخریب شده و به شکلِ تپههایی خاکی درآمده است. با این حال، هنوز در بخشهای شمالی و غربی، میتوان شکوهِ اولیه و ابهتِ این سازهی خشتی را لمس کرد. راه رفتن در امتداد این بارو، تجربهای از درکِ مقیاسِ «شهر-قلعههای» کهنِ ایران است که در میانِ مزارع و باغهایِ امروزیِ طوس، غریبانه ایستادهاند. دیوار قدیمی توس، مرزی میانِ تاریخ و فراموشی است؛ حصاری که روزگاری فردوسی در پناهِ آن شاهکارش را سرود و امروز، خود به قصهای برای شنیدن تبدیل شده است.