پاچک - معنی در دیکشنری آبادیس
پاچک. [ چ َ ] ( اِ ) سرگین خشک شده گاو. سرگین گاو که بدست پهن و خشک کنند سوختن را. غوشاک. غوشا. تپاله. پاچک. [ چ ِ ک ُ ] ( اِخ ) فرانسوا.نقاشی اسپانیائی.
پاچک. [ چ َ ] ( اِ ) سرگین خشک شده گاو. سرگین گاو که بدست پهن و خشک کنند سوختن را. غوشاک. غوشا. تپاله. پاچک. [ چ ِ ک ُ ] ( اِخ ) فرانسوا.نقاشی اسپانیائی.
پاچک. لغتنامه دهخدا. پاچک . [ چ َ ] (اِ) سرگین خشک شده ٔ گاو. سرگین گاو که بدست پهن و خشک کنند سوختن را. غوشاک . غوشا. تپاله . پاچک. لغتنامه دهخدا. پاچک . [ چ ...
[ چَ ] (اِ) پاچک. (جهانگیری). سرگین گاو خشک شده. (برهان). اخثاءالبقر.
کلمه "پاچک" به معنای یک نوع وسایل یا ابزار مرتبط با کارهای دستی است و به طور خاص در برخی لهجهها یا مناطق میتواند معانی متفاوتی داشته باشد. اما در زبان فارسی، ...
... today. دربارهٔ ویکیواژه · تکذیبنامهها · ویکیواژه. جستجو. پاچک. زبان; در حال بارگیری... دریافت پیدیاف; پیگیری · ویرایش. فارسی. ویرایش. (چ َ). اسم مرکب.
Share your videos with friends, family, and the world.
پاچک . [ چ َ ] (اِ) سرگین خشک شده ٔ گاو. سرگین گاو که بدست پهن و خشک کنند سوختن را. غوشاک . غوشا. تپاله . خرید اشتراکافزودن واژه ...