میبد دروازه شارستان، مکان یادبود واقعه تاریخی در میبد، جایی است که میتوانید به یاد خاطرات گذشته سفر کنید. این مکان برای علاقهمندان به تاریخ و گردشگران محلی که به دنبال تجربهای متفاوت هستند، بسیار جذاب است. در میبد، شهر تاریخی و فرهنگی، این یادبود جایگاه ویژهای دارد و در دل محلهای آرام و سنتی قرار گرفته است. اگر به دنبال مکانی برای آرامش و یادآوری تاریخ هستید، حتماً اینجا را امتحان کنید.
اطلاعات تماس و آدرس
میبد، استان یزد، میبد، بلوار قاضی میرحسین، ، ایران
دروازه شارستان میبد، که در گذشته به عنوان دروازه فارس و شمس آباد شناخته میشد، هنوز هم بهعنوان دروازه اصلی و تاریخی شهر در ذهن ساکنان و بازدیدکنندگان نقشآفرینی میکند؛ این دروازه که در مسیر شاهراه باستانی ری‑کرمان قرار دارد، نهتنها دروازهای دفاعی و معماریپیشرفته از دوره صفویه یا قاجار است، بلکه در دل افسانههای محلی بهعنوان «گوش و زبان شهر» و «دروازه میان نظم و آشوب» مطرح شده و باورهای مردم دربارهٔ طلسمهای گرسنگی، طاعون و آهن، نگهبانان نورانی و خندقهای اژدهایمانند، هنوز در خاطرات زندهاش باقی مانده است. بازدیدکنندگانی که با ۵ ستاره نظرات خود را ثبت کردهاند، بهویژه از ترکیب تاریخی و اسطورهای این مکان لذت میبرند؛ در حالی که یکی از بازدیدکنندگان با نمره ۳ ستاره، بدون توضیح، نشان میدهد که تجربه
HESAM ASHOORI
۶ ماه قبل
۵
دروازه شارستان میبد، تنها یک مدخلِ سنگی و خشتی ساده نبود؛ بلکه در باورِ ساکنانِ باستان، این دروازه مرزِ میان «نظم و آشوب» و نقطه ورود به دنیایِ مقدس و حفاظتشدهیِ شهر بود. شارستان، که همان بخش اصلی و مسکونی شهر در میانِ حصارهای بلند است، توسط دروازههایی محافظت میشد که هر کدام رازها و اسطورههای خود را داشتند.
بیایید از نگاهِ افسانهها و باورهای عامه، از این دروازهیِ تاریخی عبور کنیم:
۱. دروازه؛ زبانِ گویایِ شهر
در اساطیرِ محلی، دروازه شارستان به عنوان «گوش و زبانِ شهر» شناخته میشد. مردم بر این باور بودند که دروازهها روح دارند و میتوانند نیتِ مسافران را تشخیص دهند. میگفتند اگر سپاهی با نیتِ شوم به دروازه نزدیک شود، خشتهایِ سردرِ دروازه شروع به «نالیدن» میکنند تا نگهبانانِ برفرازِ برجها را بیدار کنند.
۲. طلسمِ سهگانه و نعلهایِ خوششانسی
در لایههای زیرین یا لایِ جرزِ دیوارهایِ دروازه شارستان، معمولاً چیزهایی برای برکت و حفاظت دفن میشد. افسانهها میگویند معمارانِ میبد در هنگامِ ساختِ دروازه، سه طلسمِ باستانی را در پیِ آن به ودیعه گذاشتهاند:
طلسمِ گرسنگی: تا هیچگاه قحطی از این دروازه وارد شارستان نشود.
طلسمِ طاعون: برای دفعِ بیماریهایِ واگیردار که با بادهایِ بیابان جابهجا میشدند.
طلسمِ آهن: تا شمشیرِ هیچ دشمنی نتواند قفلهایِ سنگینِ دروازه را بشکند.
۳. سنگِ «حق و ناحق» در ورودیِ شهر
روایتی عامیانه وجود دارد که در نزدیکیِ دروازه شارستان، سنگی قرار داشت که به آن «سنگِ محک» میگفتند. مسافران و بازرگانان پیش از ورود به قلبِ شهر، باید از کنارِ آن میگذشتند. باور بر این بود که اگر کسی مالِ یتیمی را خورده باشد یا در معامله غش کرده باشد، با گذشتن از سایهیِ دروازه، لرزهای بر اندامش میافتد و رازش برملا میشود.
۴. پاسبانانِ شب و ایزدِ سروش
مردم میبد معتقد بودند که شبهنگام، وقتی دروازههایِ شارستان بسته میشود، نگهبانانی از جنسِ نور (منسوب به ایزد سروش) بر فرازِ کنگرههایِ دیوارهیِ شارستان به گشتزنی میپردازند. این باور باعث میشد تا ساکنانِ داخلِ شارستان، با آرامشی عمیق سر بر بالین بگذارند، چرا که معتقد بودند شهر در حصارِ نیروهایِ ایزدی است.
۵. خندق؛ دریایِ مهارشدهیِ زیرِ زمین
دروازه شارستان معمولاً با پلی متحرک بر روی خندقِ عمیق شهر متصل میشد. اسطورههای محلی، آبِ خندق را نه یک مانعِ ساده، بلکه «کمربندی از اژدها» میدیدند که دور تا دور شارستان را فرا گرفته است تا موجوداتِ اهریمنیِ کویر (دیوانِ بیابان) جرأتِ نزدیک شدن به حریمِ خانهها را نداشته باشند.
موقعیت دروازه جنوبی که قبلا به دروازه فارس شهرت داشته و بعدها آن را دروازه شمس آباد نیز نامیدند و در شاهراه باستانی ری – کرمان قرار داشت ، موجب شده به عنوان دروازه اصلی شهر دارای اهمیت باشد.
این دروازه دارای تجهیزات دفاعی و دروازه بانی معتبری بود و راههای باستانی غرب (ری و اصفهان) ، شرق(یزد و کرمان) و جنوب (فارس) به جلوگاه آن منتهی میشد.
A historic city gate in Meybod forming part of the traditional fortified urban structure, likely dating back to the Safavid or Qajar period. It served as an entry control point to the old Sharistan district.
It reflects the defensive and administrative organization of desert cities in central Iran.